گفت‌وگو با سید صادق سجادی به مناسبت روز قلم

[ad_1]


گفت‌وگو با سید صادق سجادی به مناسبت روز قلم

|۱۱:۵۲,۱۳۹۶/۴/۱۴| بازدید :
32
بار

 

هیجانات بر فکر و تحقیق در جامعه ما می‌چربد

 روز قلم که به میان می‌آید، یاد نویسندگان، شاعران و پژوهشگرانی می‌افتیم که با قلمشان از آزادی، وطن، تاریخ و رنج مردم نوشتند. رنجی که با قلم منعکس شد و جامعه را برای رفع آن فراخواند. روز قلم که به میان می‌آید یاد اثری می‌افتیم که سال‌های سال در انتظار مجوز ماند و بعد هم سر از بساط‌های لب خیابان درآورد. بنابراین باید گفت با وجود اختصاص روز قلم هنوز در ایران اهالی قلم با مشکلات بسیاری دست و پنجه نرم می‌کنند و به آرزوی فردایی بهتر از پا ننشسته‌اند. به مناسبت روز قلم با دکتر سیدصادق سجادی، معاون پژوهشی و فرهنگی مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی، عضو و دبیر شورای عالی علمی و مدیر بخش تاریخ این مرکز گفت‌وگو کردیم. وی فعالیت پژوهشی خود را بر پاره‌ای از جلوه‌های تمدن اسلامی متمرکز کرده است.

*****

آیه «نون و القلم و مایسطرون»برای شما که دست به قلم دارید، تداعی چه چیزی است؟

یقینا معتقدم که عالی‌ترین وجه بیان آزادی قلم است که خداوند بدان سوگند خورده است. البته آزادی قلم به‌طور مطلق، در جوامعی که سطح دانش عمومی نازل است و سطح اطلاعات تخصصی و دانشگاهی-لااقل در علوم انسانی و مخصوصا تاریخ و ادبیات و مانند آنها، ابدا مطلوب نیست و اشخاص یاد نگرفته‌اند که مستند و دقیق بنویسند و بگویند؛ هنوز هیجانات خلق‌الساعه زودگذر در گفتار و نوشتار، بر فکر و تحقیق می‌چربد و هرکس به خود اجازه می‌دهد در هر زمینه‌ای اظهارنظر کند و حتی خود را صاحب نظر بداند، به هرج و مرج فرهنگی می‌انجامد.

 

با چه دیدگاهی به تاریخ می‌نگرید و اصولا چرا از تاریخ می‌نویسید؟

نگاه من به تاریخ و حوادث تاریخی بطور عمده و البته اجمالا واقع‌گرایانه است و می‌کوشم آنچه را که اتفاق افتاده است از لابه‌لای متون تاریخی، ادبی، کلامی، هنری و… بیرون بکشم و با توجه به اوضاع و احوال اجتماعی و سیاسی و فرهنگی دوران وقوع تحلیل کنم. بی‌اطلاعی از منابع و اهمیت آنها، بی‌اطلاعی از عقاید مورخ، بی‌اطلاعی از ظروف و شرایط فرهنگی و سیاسی و اجتماعی که مورخ در آن می‌زیسته یا حادثه در آن شرایط به وقوع پیوسته است و ده‌ها نکته مانند آن، یعنی به‌طور خلاصه استقراء ناقص و تحلیل تاریخ بدون توجه به شرایط زمان که متأسفانه حالا بسیار رایج است، به جریان تحقیق تاریخی در ایران بسیار زیان رسانده و انبوهی اطلاعات غلط یا غالبا غلط از همین راه در آثاری که در دهه‌های اخیر منتشر شده است، حتی در کتاب‌های درسی راه یافته است.

نشر قسمتی از این اطلاعات و تحلیل‌های غلط عمدی است و قسمتی منبعث از نادانی یا کم‌دانی مدعیان تاریخ‌دانی و تاریخ‌نگاری است. کوشش برای استخراج و عرضه تاریخ مستند و دقیق ایران و اسلام، گرچه در بسیاری موارد ممتنع به نظر می‌رسد، وظیفه هر محققی است که با تاریخ ایران و اسلام خو گرفته‌اند و تاریخ را مهم‌ترین عامل شناخت پیشینه اقوام و مهم‌ترین زمینه برای اتخاذ و تبیین سیاست‌های جاری و آینده می‌داند.

 

تالیفات شما چه ارزشی برایتان دارند؟ آیا درست است که یک مولف به تالیفاتش چون فرزندش می‌نگرد؟

معلوم است که نوشته‌های هرکس برای خودش مهم است. من نیز از این قاعده مستثنی نیستم؛ با این تفاوت که همواره نوشته‌های خود را تکمیل می‌کنم یا به تحلیل‌های جدید دست می‌یابم و نظرم نسبت به فلان حادثه تاریخی یا جریان سیاسی و فرهنگی تکامل می‌یابد. بارها اتفاق افتاده است که چندی پس از چاپ مقاله‌ای، آن‌را تکمیل کرده یا به نتایج دیگری دست یافته و آنها را باز منتشر کرده‌ام. درباره بعضی از کتاب‌هایم نیز همین معنی صادق است. چنانکه ابواب و فصولی را در تاریخ جامع ایران نوشته‌ام و بعضی از آن‌ها محصول بیش از سی سال تحقیق و تفحص است و اکنون در دست ویرایش و تکمیل است. به دلیل همین مسائل است که گفته می‌شود، آثار مکتوب همچون فرزند نویسنده است که باید همواره متوجه تربیت و ارشاد او، و در این مورد، تحقیق بیشتر و تکمیل آن، باشد.

 

آیا تا به امروز که درباره تاریخ قلم زدید، توانستید که نگاه و نظری نو را در این باره منعکس کنید؟

بسیاری از آثار بنده، مثلا دیوانسالاری ایرانی، تاریخ آل‌بویه، تاریخ‌نگاری، تاریخ برمکیان مشتمل بر بسیاری نکته‌های نوست. به علاوه در تاریخ‌نگاری روشی مخصوص دارم که در بعضی سخنرانی‌ها و نوشته‌ها و درس‌هایم آن‌را توضیح داده‌ام و اینجا جای آن تفصیل‌ها نیست. بطور کلی معتقدم که مهم‌ترین ادوار تاریخ ایران و اسلام باید دوباره مورد تحقیق قرار گیرد. متأسفانه تاریخ ما تا حد زیادی عمدا یا سهوا تحریف شده است. در موارد متعدد در سراسر تاریخ ایران و اسلام آنچه رایج است، با آنچه بر اساس معتبرترین و مهم‌ترین منابع ما اتفاق افتاده، به‌کلی مخالف است.

 

با توجه به اینکه شما از داوران کتاب سال بودید به نظرتان در دوره چهار ساله دولت تدبیر و امید تا چه اندازه تالیفات تاریخی از سانسور در امان بوده است؟

 درباره سانسور چیزی نمی‌دانم، زیرا بدیهی است که آنچه منتشر می‌شود، همواره با آن چیزی نیست که توسط نویسنده یا ناشر به وزارت ارشاد اسلامی داده شده است؛ یعنی نمی‌دانم عینا همان است یا تغییری کرده است اما می‌توان گفت که در روند تحقیقات تاریخی در ایران نسبت به دهه‌های پیش تفاوتی دیده نمی‌شود. اثر تحقیقی قابل توجه، اعم از تألیف و ترجمه، به ندرت منتشر می‌شود. یکی از مشکلات تألیف و تصنیف در ایران، فقدان یک برنامه یا دیدگاه جامع فرهنگی در دستگاه‌های ذیربط است. یعنی به جای دیدگاه جامع، متولیان بررسی آثار فرهنگی بر حسب اطلاعات و عقاید برداشت‌های خود عمل می‌کنند.

منبع: ایبنا


اخبار مرتبط :

[ad_2]

لینک منبع

مهمترین ویژگی‌ها و اهمیت کتاب شریف الغدیر در گفت و گو با حسن انصاری

[ad_1]


مهمترین ویژگی‌ها و اهمیت کتاب شریف الغدیر در گفت و گو با حسن انصاری

|۱۱:۱۷,۱۳۹۶/۴/۱۴| بازدید :
14
بار

 

 

پیش و پس از الغدیر کتابهای دیگری دربارۀ امامت بوده‌اند و خواهند بود. دربارۀ کتابهای آینده فعلاً سخنی نداریم. ولی کتابهای گذشته، امامت را عمدتاً در بستر حدیثی یا کلامی یا تلفیقی از این دو رویکرد بررسی کرده بودند. انصافاً در نوع خود شاهکارهایی آفریدند. کارهایی مثل: ضیاء العالمین (مولی ابوالحسن شریف عاملی)، احقاق الحق (شهید قاضی نورالله شوشتری)، دلائل الصدق (شیخ محمدحسن مظفر)، المراجعات (سید شرف‌الدین عاملی)، تعلیقات احقاق الحق (آیة الله مرعشی)، عبقات الانوار (میر حامد حسین هندی)، غایة المرام (سید هاشم بحرانی) فقط نمونه‌هایی از این مجموعه‌اند که هر یک در نوع خود شاهکاری است و گفتارهایی می‌طلبد. اما ابتکار الغدیر، پیگیری امامت در بستر ادبیات عرب است (اعم از شاعران شیعه امامی و زیدی و سنی با مذاهب مختلف و مسیحی و …) که البته با مباحث علمی حدیثی و تاریخی و کلامی و فقهی و کتابشناسی و تراجم نگاری درآمیخته و منظومه‌ای زیبا و ابتکاری تحویل داده است.

*****

در مورد زحماتی که نویسنده برای مستندکردن مطالب خویش تحمل کرده است توضیح بفرمایید.

پژوهشگر امروزی که در دنیای انفجار اطلاعات و فضای دسترسی باز به همه گونه منابع با راهیابی آسان به کتابهای خطی و چاپی شرق و غرب عالم زندگی می‌کند، باید به مدد مطالعات تاریخی و نشستن پای صحبت‌های پیرمردان وادی تحقیق تا حدی خود را به دنیایی ببرد که:

یک. بیشتر منابعی که امروز چاپ شده و حتی الکترونیک در دسترس است، آن زمان خطی بود و فهرست‌های نسخه‌های خطی به این صورت در اختیار نبود، یعنی نه تنها اصل کتاب در اختیار نبود، که خبر آن را فقط معدودی از محققان داشتند.

دو. کتابخانه‌های عمومی به معنای فعلی چندان زیاد نبود و شمار زیادی از منابع مهم در تملک افراد و خاندانها بود با دشواری‌های دستیابی به آنها که در ضمن خاطرات گذشتگان می‌شنویم و گاهی به قدری سخت می‌نماید که باور آن مشکل می‌آید.

سه. امروز کمتر محقق مستقلی می‌توان یافت که وابسته به یک مرکز یا دانشگاه یا حوزه علمیه‌ای نباشد، بلکه کمتر پژوهشی بدون چنین حمایتی قابل تصور است. حال بنگرید به تنی تنها که خود یک امت بود. با آن همه سفرهای تحقیقی و تبلیغی و …

چهار. امروز در مورد پژوهش می‌گویند: یا جمعی است یا اگر فردی است، به تنزل و سطحی گرایی سقوط کرده است. اما در مورد الغدیر چنین نیست: هم یک‌تنه انجام شده و هم ژرفایی مباحث آن پس از گذشت چند دهه هنوز قابل توجه است.

پنج. بیشتر تحقیقات مبتنی بر نقل قول از منابعی است که محقق می‌آورد بدون اینکه به حواشی آن توجه کند. مثلاً گاهی نویسنده‌ای مطلبی در جلد دوم کتابش می‌آورد، ولی در جلد پنجم کتابش آن را ضعیف می‌داند. وظیفۀ محقق امروز این است که به چنین حواشی توجه کند. فرزند دانشمند علامه امینی از قول پدر بزرگوارش برایم نقل کرد که تا زمانی که تمام یک دورۀ کتاب را نمی‌خواند (گاه تا بیست مجلد) یک جمله از آن نقل نمی‌کرد. این اهتمام و عمیق نگری را مقایسه کنید با نقلهای سطحی زنجیره‌ای از سایتها بدون دقت به اینکه مطلب نقل‌شده درست است یا نه. همین پدیده که یکی از عوامل کرامت سازی برای برخی شخصیت‌ها شده است.

 

چه عاملی سبب شد تا علامه امینی به نوشتن این اثر روی بیاورد آیا قبل از آن کاری در مورد امامت صورت نگرفته بود؟

صائب می‌گوید:

یک عمر می‌توان سخن از زلف یار گفتدر بند آن مباش که مضمون نمانده است.

 

امامت رکن اصلی حیات دینی و دنیایی انسان است. بنیانی فراتر از هر فرقه و دین و گرایش و رویکرد، که مبنای حیات طیبه به شمار است. لذا رویکردهای ابتکاری زیادی در آن راه دارد.

در پاسخ به سؤال اول گفتم که رویکرد ادبی به موضوع غدیر، ابتکار اصلی علامه امینی بود، رویکردی که هنوز جای آن در پژوهش‌های امامتی کمتر دیده می‌شود.

 

وظیفه امروز محققان حوزه در تبیین و آگاهی بخشی به مقوله امامت و نحوه تعامل با آثاری مانند الغدیر چیست؟

متأسفانه فضای امروز حوزه و دانشگاه، به شدت درس محور است یعنی به جای اینکه پژوهش همراه با آموزش به عنوان دو بال ترقی علمی و دینی مطرح باشد، فقط مبتنی بر درس‌های رایج است. در حالی که امامت رکن استوار دین است. محدث نوری در یکی از نامه‌های خود به میر حامد حسین صاحب عبقات الانوار می‌نویسد که اگر اشتغال من به کتاب مهم مستدرک الوسائل نمی‌بود، حق آن بود که من تمام وقت و امکانات خود را برای کمک به کار تو باید به کار می‌گرفتم زیرا مهمترین رکن دین همین بحث امامت است. این نکتۀ مغفول، همان است که امام رضا علیه السلام در خطبۀ جاودانۀ امامت می‌فرماید: «إنّ الإمامة اُسّ الإسلام النّامی و فرعه السامی». البته ما متأسفانه اهمیت مطلبی را درک نمی‌کنیم مگر هجومی بر آن ببینیم. در بررسی‌های تاریخی می‌بینیم که مثلاً پژوهش و نگارش مستقل دربارۀ حجاب، از زمانی آغاز شد که هجوم فرهنگ رضاخانی در برابر حجاب، این فرع فقهی را زیر سؤال برد. به عبارت دیگر، نداشتن فرهنگ آینده نگری سبب می‌شود که فردا را نبینیم و به سؤالهای مقدّر آینده نیندیشیم. البته آثاری همانند آنچه در جواب سؤال اول ذکر شد، از این حکم مستثنی است. به هر حال، پژوهش دربارۀ امامت نباید منحصر به رفع شبهه یا پاسخ‌های موردی باشد. خوشبختانه در سالهای اخیر با تأسیس بنیاد امامت و پیگیری این مهم در چند عرصۀ همزمان (آموزش، پژوهش، تربیت، ترویج و …) تا حدّی در پر کردن این خلأ کوشیده است، ولی هنوز جای کارهای جدی‌تری هست.

 

قدری در مورد شخصیت علامه توضیح بفرمایید.

در مورد شخصیت علامه امینی کارهای جدی اندک و کارهای سطحی فراوانی انجام شده است. آثار اساتیدی همچون محمدرضا حکیمی و علی ابوالحسنی و سید محمد صادق بحرالعلوم در شمار کارهای گروه اول است که با احساس مسئولیت نوشته شده است. البته چهار فرزند علامه امینی که خوشبختانه همه دانشور و ولایی و ادامه دهندۀ راه پدر هستند (چه مرحوم شیخ رضا و مرحوم شیخ هادی و چه شیخ احمد و دکتر محمد) همه در یک مطلب متفق‌اند. و آن اینکه می‌گویند: از امینی کمتر بگویید، و بیشتر از آن از راهی بگویید که امینی خود را فدای آن کرد. این عامل و عوامل دیگر سبب شده که کمتر دربارۀ شخصیت علامه امینی و جنبه‌های گوناگون آن سخن گفته شود.

به مقتضای اینکه این مصاحبۀ مکتوب در خبرگزاری قرآنی منتشر می‌شود، به جنبه‌های قرآن‌پژوهی علامه امینی اشاره می‌شود. در این راستا، اشاره می‌شود به کتاب «المقاصد العلیة فی المطالب السنیة» که علامه امینی در سالهای اقامت تبریز و اوائل ورود نجف نوشته است، زمانی که نگارش الغدیر را تازه آغاز کرده بود. این کتاب، شامل چهار رساله تفسیری است در تفسیر چهار آیه قرآنی. از این کتاب ارزشمند، تنها یک نسخه بر جای مانده بود که در اختیار یکی از شاگردان و دستیاران علامه امینی یعنی محقق کتابشناس مرحوم سید عبدالعزیز طباطبایی یزدی باقی مانده بود، در حالی که کمتر کسی از آن خبر داشت. فرزند محقق طباطبایی جناب دکتر سید محمد طباطبایی آن را تحقیق کرده و به سال ۱۳۹۲ منتشر کرد. ترجمه فارسی این کتاب توسط بانوی فاضل دختر محقق طباطبایی انجام شده و ویرایش آن رو به اتمام است که در دست نشر است.

یکی از مباحث مهم این کتاب، بحث مهم عالم ذر است که علامه امینی مبتنی بر آیه ۱۷۲ سوره اعراف و حدود صد و پنجاه حدیث معتبر و مباحث تفسیری ارزشمند، به بررسی و نقد دیدگاههای تفسیری مفسران قدیم و جدید مانند سید مرتضی و شیخ مفید و طبرسی پرداخته است.

همزمان با نشر این کتاب، جلسه رونمایی مفیدی در قم برگزار شد و همزمان با آن مجموعه مقالات «امین شریعت» منتشر شد، چنانکه پس از آن نیز شماره ۳۸ فصلنامه سفینه ویژه علامه امینی به بازار آمد. در هر دو منبع، مقالات مفیدی درباره علامه امینی و آثارش به ویژه کتاب المقاصد العلیه نوشته شده که اهل تحقیق می‌توانند به آن رجوع کنند.

به هر حال در حدیث شریف این مضمون آمده که معلم، در حکم پدر است و انسان باید در برابر او مانند پدر انجام وظیفه کند. امیدواریم این انجام وظیفه، اولاً منحصر به افراد خاصی نماند، و ثانیاً به ایام مناسبتی و سالگرد و مانند آنها محدود نشود.

منبع: حلقه کاتبان – بررسی های تاریخی


اخبار مرتبط :

[ad_2]

لینک منبع

روش دکتر معین در تصحیح متون فارسی / سید محمد حسینی

[ad_1]


روش دکتر معین در تصحیح متون فارسی / سید محمد حسینی

|۱۲:۱۲,۱۳۹۶/۴/۱۳| بازدید :
22
بار

 

چکیده: روش تصحیح متون فارسی و چاپ نسخه هایی پالوده و نزدیک به متن اصلی در ایران مدیون کوشش ها و تیزبینی کسانی چون علامه دهخدا، علامه قزوینی و دکتر محمد معین است. از آنجا که اصل  روش تصحیح بر پایه ی دقت  علمی و امانتداری نهاده شده است، در این مقاله سعی شده فعالیت ها و آثار تصحیحی استاد معین با استناد به منابع و مآخذ برای اهل تحقیق و دانش دوستان به خصوص دانشجویان ادبیات فارسی معرفی شود، لذا سعی شدبا استناد به وصیت نیما یوشیج که خود، اصولاً در سنخ دیگری از اندیشه ی شاعرانه و بیان شاعرانه فعالیت داشت و نیز اعتماد او به صداقت علمی و امانت داری استاد معین، باب این مقاله گشوده شود. که این، خود نکته ای در خور توجه است.

زبان و ادب پارسی (زبان و ادب سابق)، پاییز 1379، شماره 13

 

دریافت مقاله

منبع: پرتال جامع علوم انسانی


اخبار مرتبط :

{{if CreateBy!=-1 }}

{{/if}}

{{if LikeIsActive==’True’ || DisLikeIsActive==’True’ }}

{{/if}}
{{if MultiLevelCommentIsActive==’True’ && ShowReplay==’True’ }}

{{/if}}

{{tmpl(Childs) ‘#MainCommentTemplate’}}

[ad_2]

لینک منبع

رویارویی با فرهنگ‌های بیگانه از دیدگاه امام موسی صدر جای نگرانی ندارد

[ad_1]


رویارویی با فرهنگ‌های بیگانه از دیدگاه امام موسی صدر جای نگرانی ندارد

|۱۲:۷,۱۳۹۶/۴/۱۳| بازدید :
12
بار

استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی گفت:‌ از دیدگاه امام موسی صدر، رویارویی با فرهنگ‌های بیگانه جای نگرانی ندارد و او در این عقیده، به سیره ائمه اطهار (ع) استناد می کند.

 

دکتر عبدالله نصری شامگاه دوشنبه شب در جلسه سخنرانی «منطق گفت‌وگو در اندیشه امام موسی صدر» در محل موسسه فرهنگی امام موسی صدر و در جمع پژوهشگران، دانشگاهیان و علاقه‌مندان به این شخصیت بزرگ اسلامی معاصر اظهار کرد: فرق می کند که شما گفت و گو را روش یا فرهنگ بدانید.

وی افزود: شما می توانید هر زمان، لازم دانستید از «روش» استفاده کنید یا آن را کنار بگذارید و ممکن است تغییر روش بدهید اما وقتی «گفت و گو» به صورت یک فرهنگ درمی آید، در وجود افراد نهادینه می شود و تمام ابعاد وجود آنها را در برمی گیرد.

نصری تصریح کرد: این‌گونه نیست که شما یک اوقاتی اهل گفت و گو باشید و زمان دیگر، نباشید و در غیر اینصورت، مخاطب شما سردرگم خواهد شد.

وی در تشریح زوایای شخصیتی امام موسی صدر گفت: با تحلیل در شخصیت امام موسی صدر، به نظر می رسد گفت وگو برای او یک روش نیست بلکه به عنوان یک فرهنگ در وجود او نهادینه شده است.

استاد دانشگاه علامه طباطبایی افزود: در موقعیتی که از امام موسی صدر درباره جایگاه صلح و گفت و گو در دین اسلام پرسش شده بود که او در صفحه 94 جلد نهم مجموعه آثارش که منتشر خواهد شد می گوید، دو آیه بسیار مهم در باب صلح (آیات 15 و 16 سوره مائده) بر رسالت ادیان و کتاب های آسمانی و الهی تکیه و تاکید می کند که همه ادیان الهی دو هدف مهم شامل صلح و خروج مردم از تاریکی به سوی نور داشته اند.

وی یادآور شد: البته امام موسی صدر، معنای تاریکی را به صورت عام تعریف کرده و آن را شامل تاریکی جهل و نادانی، بیماری، تنگدستی، عقب ماندگی از دانش، تندرستی و پیشرفت می داند.

این استاد دانشگاه ادامه داد: از دیدگاه امام موسی صدر، گفت و گو یک راه حل موثر برای حل مشکلات است و هدف اسلام از گفت و گو، برقراری صلح است و نه چیز دیگر.

نصری، چگونگی نگاه و برخورد با فرهنگ های بیگانه را از مسائل اساسی گذشته و امروز جامعه دانست و گفت: سابقه این موضوع حتی به قرون اولیه و وارد شدن فرهنگ یونانی به جهان اسلام برمی گردد که می بینیم کسانی در مقابل آن موضع می گیرند و این موضع‌گیری تا امروز هم ادامه دارد.

به گفته این استاد دانشگاه، امام موسی صدر، تکلیف و دیدگاه خود را با نحوه مواجهه با فرهنگ های بیگانه مشخص کرده است درحالیکه خیلی ها هنوز در جامعه ما تکلیفشان را در این زمینه روشن نکرده اند.

وی ادامه داد: امام موسی صدر اعتقاد داشت رویارویی با فرهنگ‌های بیگانه جای نگرانی ندارد و این موضوع در سیره ائمه اطهار (ع) و مخصوصا امام صادق (ع) مشهود است که این امام بزرگوار، شاگردانشان را برای آشنایی با اندیشه های بیگانه تشویق می کردند و حتی از عده ای می خواستند که رشته های تخصصی که مربوط به جهان اسلام نبودند را فرا بگیرند.

نصری بر لزوم بازخوانی اندیشه های امام موسی صدر در دوران کنونی تاکید کرد.

چهل و دومین جلسه از سلسله درس‌گفتارهای اندیشه و عمل با عنوان «منطق گفت‌وگو در اندیشه امام موسی صدر» و سخنرانی عبدالله نصری، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد.

سید موسی صدر معروف به امام موسی صدر، متولد خردادماه 1307 در شهر قم، مرجع دینی و سیاسی شیعیان بود که پس از هجرت از ایران به لبنان، مجلس اعلای شیعیان لبنان را تاسیس کرد و رهبری فکری و سیاسی شیعیان این کشور را عهده‌دار شد.

او در سفر شهریور ۱۳۵۷ به کشور لیبی که به دعوت معمر قذافی صورت گرفت،‌ ناپدید شد و آخرین بار، ظهر روز 31 اوت 1978 (9 شهریور 1357) در طرابلس پایتخت لیبی و در حالی دیده شد که به همراه شیخ محمد یعقوب و عباس بدرالدین، سوار بر خودروهای تشریفات دولت لیبی، برای ملاقات با قذافی می رفتند.

از آن زمان تاکنون، گزارش های متناقضی از سرنوشت امام موسی صدر و همراهانش ارائه شده است که برخی از آنها از شهادت آنها و برخی از حضورشان در زندان های لیبی حکایت دارد.

احمد رمضان یکی از نزدیکان معمر قذافی روز چهارشنبه، 18 آبان 1390 در مصاحبه‌ای با یک شبکه خبری در دبی ادعا کرد که امام موسی صدر در سفرش به لیبی در سال ۱۳۵۷ بعد از ملاقات با قذافی به دستور قذافی کشته شده است اما تاکنون این ادعا تایید نشده و خانواده‌های آنان همچنان پیگیر سرنوشت این سه شخصیت ربوده شده هستند.

 

منبع: ایرنا


اخبار مرتبط :

{{if CreateBy!=-1 }}

{{/if}}

{{if LikeIsActive==’True’ || DisLikeIsActive==’True’ }}

{{/if}}
{{if MultiLevelCommentIsActive==’True’ && ShowReplay==’True’ }}

{{/if}}

{{tmpl(Childs) ‘#MainCommentTemplate’}}

[ad_2]

لینک منبع

«مکتب وقوع» و علل مهاجرت شاعران به هند در گفت‌وگو با دکتر محمود فتوحی

[ad_1]


«مکتب وقوع» و علل مهاجرت شاعران به هند در گفت‌وگو با دکتر محمود فتوحی

|۸:۵۰,۱۳۹۶/۴/۱۳| بازدید :
5
بار


 

سایر محمدی: «صد سال عشق مجازی» جدیدترین کتاب دکتر محمود فتوحی ماه گذشته توسط انتشارات سخن منتشر شد. این کتاب پژوهشی است پیرامون تاریخ مکتب وقوع و طرز واسوخت در شعر فارسی قرن دهم. همزمان کتاب «سبک‌شناسی: نظریه‌ها، رویکردها و روش ها» از این استاد دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد که در سال 1390 منتشر شده بود، به چاپ سوم رسید.

دکتر محمود فتوحی متولد 1343 از توابع تربت حیدریه است. دوره دکترای زبان و ادبیات فارسی را در دانشگاه تهران با پایان نامه «دیدگاه‌های نقد ادبی در عصر صفویه» زیر نظر دکتر زرین‌کوب و دکتر شفیعی کدکنی به پایان برد. دوره آموزشی روش‌های تأمین مدارک الکترونیک کتابخانه‌ای را در کتابخانه بریتانیا در لندن گذراند. از سال 2002 تا 2004 در دانشگاه بلگراد زبان و ادبیات فارسی تدریس کرد. در سال 2012 به مدت یک سال در مرکز مطالعات اسلام و عرب در دانشگاه ملی استرالیا تدریس کرد و در سال 2015 فرصت مطالعاتی خود را در دانشگاه تورنتو گذراند و از وی تاکنون 11 عنوان کتاب منتشر شده است.

 

 

آقای فتوحی اهمیت مکتب وقوع چیست که این همه سال شما را به خودش مشغول کرده است؟

در سخن شما واژه اهمیت وجود دارد که ما انگار باید در تاریخ ادبیات این سرزمین دنبال چیزهایی بگردیم که اهمیت داشته باشد. در حالی که از منظر نظریه‌های ادبی جدید بخصوص نظریه‌های فوکویی یا نظریه‌های نوتاریخی‌گری بحثی هست به این معنا که بعضی از چیزها در تاریخ هست که به حاشیه رانده شدند و ما باید به سراغ آنها برویم و ببینیم که چه بودند و چرا به حاشیه رانده شدند؟ و چه حوادثی بر آن اتفاق افتاده است؟ ما در طول تاریخ همیشه دنبال شاهکارها رفتیم و درک ما از ادبیات و تاریخ ادبیات درک معطوف به شاهکارها بوده است. در حالی که سویه‌های دیگری هم وجود داشتند و قلمروهای دیگری که به نظر ما شاهکار نیست یا به روایت تاریخ شاهکار نبوده است. ولی واقعیت‌های تاریخی بزرگی‌اند. اینکه صد سال یک شکل از شعر در جامعه ایرانی رواج دارد و در طول این صد سال نزدیک دو هزار شاعر به این سمت متمایل هستند و درست در این شرایط است که ایران وارد یک موقعیت جدید سیاسی- فرهنگی می‌شود، خودش به نحوی دارای اهمیت زیادی است برای محقق تاریخ ادبی و تاریخ اجتماعی ما. درست است که حافظ را قله غزل فارسی می‌دانیم ولی در کنار او شاعرانی هستند که نقیض حافظ‌اند. یعنی هیچ نامی از او نمی‌برند و هیچ ارادتی نسبت به او ابراز نمی‌کنند باید آثار این دسته از شاعران را هم مطالعه کنیم تا بتوانیم وسعت دیدی در مطالعات ادبی و تاریخ ادبیات پیدا کنیم. مثلاً در این دوره (دوره مکتب وقوع) آیا می‌تواند شعر بدون تخیل باشد؟ بعد می‌بینیم، می‌شود. یک شعر در قالب غزل مربوط به صد سال پیش داریم که عنصر خیال در آن نقش چندانی ندارد.

 

 

اینکه خود را ملامت کرده‌اید چرا عمر را صرف دوره‌ای از ادبیات فارسی می‌کنید که فحول ادبای معاصر بر آن تاخته و از چشم معاصرانش انداخته‌اند. پس چرا ادامه دادید و کتاب «صد سال عشق مجازی» را نوشتید؟

مسأله این است که به عنوان مثال محقق جامعه‌شناسی آیا می‌تواند بزهکار اجتماعی یا معضل اعتیاد را حذف بکند یا مورد مطالعه قرار ندهد که از این دید برخی ناهنجار و بد است؟ البته مکتب وقوع در شعر را نمی‌خواهم با بزهکاری مقایسه کنم. نه، بلکه ما هر چیزی را که واقعیت تاریخی دارد و در تاریخ ادبیات ما هست باید مورد مطالعه قرار بدهیم، هرگونه ژانری را. ما یک وسعت نظر، وسعت دید لازم داریم اگر قرار باشد صرفاً‌ به چند شاهکار بسنده کنیم و نظریه‌های ادبی را به این چند شاهکار استوار کنیم قطعاً‌ در طول مسیر با نگرش تک بعدی پیش خواهیم رفت و به بیراهه می‌رسیم. به گمانم ما همه‌گونه ادبی و همه‌گونه جریان‌های فرهنگی و جنبش‌های ادبی را باید به مطالعه بگیریم. مبانی آنها را تبیین بکنیم. من معتقدم زیبایی، افق‌های متکثر و متعددی دارد. مثلاً زیبایی‌شناسی مکتب وقوع با زیبایی‌شناسی اغراق و مبالغه، با زیبایی‌شناسی متافیزیکی با زیبایی‌شناسی مثلاً خیال منفعل با زیبایی‌شناسی سیاسی و دینی تفاوت دارد و ما باید بتوانیم هر کدام از این جریان‌ها را تبیین کنیم، تصویر کنیم و گزارش‌های دقیقی از هر یک ارائه بدهیم، تا بعد بتوانیم به درک درستی از زیبایی شناسی تاریخ، فرهنگ، تاریخ اجتماع، تاریخ ادبیات و تاریخ اجتماعی برسیم.

 

 

بحث روش در تحقیق که پیش می‌آید روش به کار رفته در تحقیق‌ شما ناظر بر توجه به دو مفهوم اصلی تاریخ و گفتمان است. این شیوه را چگونه تبیین می‌کنید؟

اگر بخواهیم به زبان ساده موضوع را مطرح کنیم این است که شاکله این کتاب تاریخ ادبیات است که یک دوره صد ساله را مورد توجه قرار داده است و متمرکز شده بر شکل و فرمی از ادبیات که ادبیات غالب یک دوره بود و همه ویژگی‌های یک گفتمان را دارد. یعنی در جامعه باز تولید می‌شود به طرز گسترده‌ای و ارتباط با همه اقشار جامعه دارد. در میان کم‌سوادان هم رواج داشت. در واقع مکتب وقوع یک شکل مسلط است و هژمونی دارد. ویژگی‌های یک گفتمان ادبی و حتی گفتمان اجتماعی را دارد. هم از یک سو تاریخ است. من معتقدم که تاریخ ادبیات را باید حلقوی بنویسیم، یعنی گفتمان‌ها به صورت حلقه‌ها به هم ربط پیدا کنند در جای دیگر هم گفتم درک ما از تاریخ ادبیات خطی است. تلقی ما این است که ادیبان و ادبیات ما شکل پلکانی دارد یعنی بعد از این مکتب آن مکتب آمد، پس از فلان شاعر بهمان شاعر آمد. در حالی که تاریخ ادبیات باید به صورت گفتمانی و حلقوی نوشته شود. یعنی در دل یک دوره گفتمان‌های متعددی وجود دارد. منتها یک گفتمان غالب می‌شود و گفتمان دیگر ممکن است در اقلیت باشد. نگاه من در این پژوهش به تاریخ و گفتمان‌های ادبی به این اعتبار است.

 

 

گسترش شعر شیعی در قرن نهم آیا در شکل‌گیری مکتب وقوع تأثیرگذار بود؟

مکتب وقوع در حوزه غزل تکوین پیدا کرد. غزل فارسی اساساً یک سخن شخصی است. معطوف به قدرت سیاسی نیست. معطوف به اعتقادات دینی نیست، شعر وقوع شعر تغزلی است در حالی که قصیده مسئولیت شعر شیعی را به دوش می‌کشد و بیشتر در هفت بند سرایی و گاهی هم در قالب مثنوی که مواردی درباره اساطیر و قصه‌ها و افسانه‌های شیعی بازتاب پیدا می‌کند و در قرن نهم خیلی هم پرقدرت ظاهر می‌شود و گفتمان مسلط شعر فارسی از آنجا و در قرن نهم نمود پیدا می‌کند که بعد زمینه را انگار برای ظهور صفویه فراهم می‌کند.

 

 

وقتی مکتب وقوع معطوف به قدرت سیاسی و دینی و اجتماعی نیست علل مهاجرت ادیبان و شاعران به هند در قرن دهم را چگونه باید دید؟

در قرن دهم از سال‌های 960-950 هـ .ق کم‌کم موضوع مهاجرت شروع می‌شود. در این کتاب فهرست مفصلی از شاعران مهاجر در قرن دهم به دست داده‌ام و دلایلش را هم آورده‌ام یکی از دلایل، جدال های مذهبی در ایران بود بین شاعران، شاعران اهل سنت از منطقه هرات مهاجرت می‌کنند به هندوستان و دیگر مقبولیت سبک نازک خیالی است که در واقع خلاف مکتب وقوع است و آن گروه که در داخل ایران سبک شعری‌شان مقبولیت چندانی پیدا نکرد جهت اغراق‌ها و نازک خیالی‌هایی که در شعر داشتند عازم هند می‌شوند و در آنجا مورد تکریم و تشویق قرار می‌گیرند. اما موج مهاجرت از اواخر این دوره یعنی از سال‌های 990 پس از روی کارآمدن شاه عباس شروع می‌شود و در هند هم فضای بسیار مساعدی برای آنها فراهم می‌شود تا ظهور اکبر شاه. در اینجا سختگیری‌های مذهبی است که ادیبان و شاعران را ناگزیر به کوچ می‌کند اما در هند نه تنها این سختگیری‌ها نیست بلکه آزادی‌های سیاسی هم مزید بر علت می‌شود تا شاعران به آن سرزمین رو بیاورند. نکته‌ای که باید به آن خیلی توجه کنیم این است که دوره صفویه مقاطع مختلفی دارد مثلاً‌ موضوع مهاجرت را نمی‌شود در همه ادوارش به یک شکل نگاه کرد.

صد سال اول صفویه را در این کتاب مورد مطالعه قرار دادم و امیدوارم در کتاب دیگر صد سال دوم را که مشغول نوشتن آن هستم بتوانم تفاوت‌های این دو قرن را تبیین کنم و آن هفتاد سال سوم دوره صفویه را که وجهی دیگر دارد و شعر بیشتر در هند رشد  و اعتلا پیدا می‌کند در کتاب دیگر بررسی کنم.

 

 

فصلی از کتاب را به دیدگاه‌های انتقادی خود نسبت به مکتب وقوع اختصاص داده‌اید. رئوس این انتقادها را بفرمایید.

من سعی کردم کل فصول کتاب را به یک وجهی به گزارش‌هایی تاریخی اختصاص بدهم و تمام بحث من مبتنی باشد بر مسائل تاریخی و مستند. سعی کردم کمتر نظر و سلیقه شخصی‌ام را دخالت بدهم و بیشتر به گزارش مستند و تاریخی بپردازم. به صورتی خواستم مثل یک گزارشگر تاریخ مسائل را توصیف و تبیین کنم. در بخش آخر با توجه به انتظار خواننده سعی کردم دیدگاه خودم را آشکار کنم. در فصل دهم خوانش انتقادی مکتب وقوع را طرح کردم. مسائلی که از منظر نقد ادبی خیلی ضرورت داشت مورد بحث و بررسی قرار بگیرند. آنچه به چشمم آمد که در هنر یک ضرورت است و در مکتب وقوع غایب است، مطرح کردم. مثلاً‌فردیت شاعر، هنر امری فردی است و یک بار اتفاق می‌افتد. اما ما در مکتب وقوع بیش از چهارصد شاعر داریم که همه رویکردشان تک صدایی است. تکثر و چند صدایی نیست. غیاب زنان هست. ما اگر امروز خوانش فمینیستی را داریم از تاریخ، در این جا توجهم به این موضوع جلب می‌شود که در این مکتب چرا زنان حضور ندارند؟ اما در فلات ایران زنان هستند و فقط در هند گاهی به آنها اشاره می‌شود. بعد مسأله هویت است. هویت فرهنگی، بحث نبود اعتقادات و بحث نبود خلاقیت فردی در چرخه یک گفتمان مسلط، مقوله‌هایی از این دست موضوع مورد انتقاد من بود. ضمن اینکه شاعران این دوره را رتبه‌بندی هم کردم. براساس معیارهایی که بتواند مخاطب این کتاب را به پرسش مقدرش رهنمون شود و…

 

منبع: ایران


اخبار مرتبط :

[ad_2]

لینک منبع

بخشی از سامانه آبرسانی مجموعه ارگ بم کشف شد

[ad_1]


بخشی از سامانه آبرسانی مجموعه ارگ بم کشف شد

|۱۴:۱۸,۱۳۹۶/۴/۱۲| بازدید :
15
بار

بخشی از سامانه‌ آبرسانی در جبهه داخلی برج ۴۶ موسوم به شترگلو واقع در باروی غربی مجموعه ارگ بم در کاوش باستان‌شناسی شناسایی شد.

 اسدالله جودکی عزیزی، سرپرست هیات کاوش باستان‌شناسی برج ۴۶ موسوم به شترگلو امروز دوشنبه با اعلام این خبر گفت: این سامانه آبرسانی، آب حمام عمومی شهر را از طریق مجرایی فرعی تأمین می‌کرده است.

به گفته وی در این این کاوش بخش‌هایی از  آنچه که در این مرحله تصور می‌شود سمت شمالی دروازه باشد نیز شناسایی شد.

این باستان شناس با اشاره به این که شهر بم یکی از مهمترین شهرهای تاریخی در جنوب شرق ایران است، گفت: محور تاریخی این شهر مجموعه‌ای بزرگ و خشتی است که با نام «ارگ بم» شناخته می‌شود.

او افزود: این ساختار، سیمای یکی از معدود و در عین حال مهمترین شهرهای سنتی و تاریخی ایران را نمایش می‌دهد.

جودکی عزیزی با اشاره به قرارگیری مجموعه «ارگ بم» در شمال شرق شهر کنونی، گفت: پس از زلزله‌ی دیماه سال ۱۳۸۲ خورشیدی، به‌رغم آسیبی که این مجموعه دید، امکانی فراهم شد تا پاره‌ای از ساختارهای معماری که پیش از آن شناخت کافی از آنها وجود نداشت، مطالعه شوند.

به گفته این باستان شناس، یکی از این ساختارها برج بزرگی در میانه‌ باروی غربی شارستان است که در شمار برج‌های محیطی مجموعه عدد ۴۶ را دارد و پیش از آن به دلیل عبور یکی از مجراهای تاریخی آب که ساختاری از یک «شترگلو» را داشته است، به «برج شترگلو» معروف شده بود.

 او افزود: نتایج مطالعات پژوهشگرانی چون هاینس گوبه، شهریار عدل و مسعود آذرنوش نشان داد که مجموعه ارگ بم ویژگی‌های ساختاری یک شهر هیپودامین (شطرنجی) را داراست که نمونه‌های زیادی از آن در بین‌النهرین و آسیای میانه شناسایی شده ‌است.

او تصریح کرد: برخی از این پژوهشگران بر این عقیده بودند که بدنه‌ شارستان ارگ بم نیز به‌ضرورت بایستی دارای چهار دروازه در سمت‌های چهارگانه باشد؛ با این فرض موقعیت برج ۴۶  “شترگلو” را به‌منزله‌ موقعیت دروازه غربی پیشنهاد کرده‌اند.

او افزود: به جز شناخت موقعیت احتمالی دروازه، بررسی و مطالعه ساختار و سامانه آبرسانی در این جبهه ضرورتی بود که کاوش باستان‌شناسی این برج را توجیه می‌کرد.

او با اشاره به انجام مستندسازی این سازه در فروردین ماه سال جاری با همکاری وزارت فرهنگ ایتالیا گفت: پس از آن با اخذ مجوز از پژوهشکده باستان‌شناسی در اردیبهشت‌ و خرداد امسال مرحله‌ دوم مطالعات میدانی آغاز و پایان یافت.

این باستان شناس افزود: این فصل از کاوش در برداشتن آوار ناشی از زلزله دیماه ۱۳۸۲ خورشیدی و مستندسازی یافته‌های حاصل از آن سپری شد.

سرپرست کاوش برج ۴۶ در پایان اظهار داشت: تکمیل سیمای نخستین این بخش از مجموعه ارگ بم و شناسایی کامل سامانه شترگلو نیازمند برداشتن کامل آوار ناشی از زلزله، آوارهای تاریخی و کاوش کامل برج است که در فصول آینده به‌انجام خواهد رسید.

کاوش باستان‌شناسی برج ۴۶ موسوم به  “شترگلو” واقع در باروی غربی مجموعه ارگ بم با مجوز ریاست پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری انجام شد .     

 

منبع: مهر


اخبار مرتبط :

[ad_2]

لینک منبع

«الغدیر» حاصل سفر علامه امینی در دنیای اسلام است

[ad_1]


«الغدیر» حاصل سفر علامه امینی در دنیای اسلام است

|۱۴:۱۵,۱۳۹۶/۴/۱۲| بازدید :
15
بار

 

رئیس دانشکده الهیات دانشگاه تهران با اشاره به دشواری‌های مسیر تالیف کتاب «الغدیر» به قلم علامه امینی، گفت: وی به اقصی‌نقاط دنیای اسلام سفر کرد و به سراغ کتابخانه‌های بسیار مهم آن کشورها رفته و تمامی کتاب‌ها و منابع علمی را مطالعه کرده است. حاصل مطالعه صدها کتاب علمی و فیش‌برداری‌های متعدد، تألیف کتاب «الغدیر» شد.

 12 تیرماه، چهل و هفتمین سالروز درگذشت علامه شيخ عبدالحسين امينی، صاحب كتاب «الغدير» است. دکتر مجید معارف، رئیس دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران، به مناسبت این روز با تحلیل عنوان کامل کتاب «الغدیر»، به بررسی مقامات و فضائل امیرالمومنین (ع) و جایگاه واقعه غدیر خم در آیات قرآن و روایات پرداخت.

 

وی بیان کرد: با بررسی نام کامل کتاب «الغدیر فی‌الکتاب و السنة و الادب» با محتوای کتاب که شامل ماجرای غدیرخم در قرآن و روایات و اشعار ادبیات عرب بوده، آشنا می‌شویم. مراد علامه امینی از این نامگذاری، بررسی جایگاه غدیرخم در آیات مربوط به این واقعه در قرآن کریم بوده است.

 

رئیس دانشکده الهیات دانشگاه تهران ادامه داد: به‌طور کلی در قرآن کریم دو دسته آیات مربوط به حضرت علی (ع) وجود دارد. یک دسته آیاتی که مقامات و فضایل امیرالمومنین (ع) را بازگو می‌کنند، مانند آیه «اوالامر» که به بیان علامه امینی یکی از مصادیق اوالامر در این آیه، حضرت علی (ع) است. همچنین آیه «مباهله» که مراد از آن وجود مبارک حضرت علی (ع) است؛ پیامبر در روز مباهله حضرت علی (ع) را به‌عنوان نسل خود به صحرای مباهله برد. آیه «لیلة‌المبیت» نیز ناظر به مقامات امیر‌مؤمنان (ع) است. این آیات به‌طور عام فضایل آن ‌حضرت را بیان می‌کنند.

 

معارف افزود: دسته دیگری از آیات نیز ناظر به واقعه غدیرخم هستند، مانند آیه 67 سوره مبارکه «مائده» که معروف به آیه «تبلیغ» است. بعد از نزول این آیه و در بازگشت پیامبر (ص) از «حجةالاوداع» ماجرای غدیرخم رقم خورد و پس از اینکه حضرت محمد (ص)، حضرت علی (ع) را به‌عنوان جانشین خود معرفی و اصحاب پیامبر (ص) از جمله خلیفه اول و دوم در صف اول با آن حضرت بیعت کردند، آیه سوم سوره مائده معروف به «اکمال دین» نازل شد. علامه امینی معتقد است که در محتوای این آیه بیان شده، معرفی امیرمومنان (ع) به‌عنوان جانشین پیامبر (ص) قدم نهایی در تکمیل دین است.

 

این نویسنده و پژوهشگر حوزه دین و قرآن، گفت: مرحوم علامه امینی وقتی می‌گوید «الغدیر فی‌الکتاب و السنة و الادب» منظور از «کتاب» همان قرآن کریم و آیات مربوط به فضایل عمومی امیر‌المومنین (ع) و آیات ناظر به واقعه غدیرخم است. مراد از «السنة» نیز اخباری است که علامه امینی برای اثبات ولایت امیرالمومنین (ع) از آنها استفاده کرده که شامل اخبار دینی (روایت‌شده از پیامبر و معصومین) و اخبار تاریخی بوده که شامل گزارش‌های صحابه و تابعان از مشاهداتشان از فضایل امیر‌المومنین (ع) است. در تفسیر قرآن، روایت‌هایِ سبب نزول آیات را که از قول صحابه نقل می‌شود، اخبار تاریخی می‌گویند که معتبر نیز هستند. ابن‌عباس می‌گوید‌ که در مسجد مدینه بودم که سائلی آمد و فقر خود را اظهار کرد، ولی کسی به او توجهی نکرد و فقط حضرت علی‌ (ع) در حین نماز و انجام رکوع، انگشتر خود را به سائل داد. ابن‌عباس می‌گوید بعد از این واقعه، آیه 55 سوره مائده معروف به آیه «ولایت» نازل شد؛ این نوع گزارش‌ها را گزارش تاریخی می‌گویند.

 

وی اظهار کرد: مراد از کلمه «ادب» نیز در عنوان این کتاب ادبیات است و ادبیاتی که در کتاب «الغدیر» به آن استناد شده، اشعاری درباره واقعه غدیرخم بوده که از زبان شاعران اسلام سروده شده است که اصطلاحا به آن‌ها «غدیریه» می‌گویند. «حسان‌بن ثابت» اولین غدیریه‌سرای تاریخ اسلام است. این شخصیت شاعر پیامبر اسلام (ص) بود که در واقعه غدیرخم حضور داشته و وقتی پیامبر (ص)، علی (ع) را به‌عنوان ولی‌مؤمنان معرفی و مردم با ایشان بیعت کردند، به وجد آمده و غدیریه‌ای را می‌سراید. پس از وی افراد زیادی از قرن‌های اول به بعد، شعرهایی درباره غدیر سرودند. «سیدمرتضی» و برادرش «سید رضی» مولف «نهج‌البلاغه» دوتن از مشهورترین غدیریه‌سرایان در قرن چهارم هجری بودند.

 


رئیس دانشکده الهیات دانشگاه تهران افزود: مولف کتاب «الغدیر» می‌خواهد این پیام را برساند که وقتی واقعه‌ای خیلی مهم باشد، وارد فرهنگ جامعه می‌شود و وقتی وارد فرهنگ جامعه شد، تبلور آن در اشعار دیده می‌شود و به این دلیل وی در کتاب خود به معرفی غدیریه‌سرایان تاریخ اسلام و نقل اشعار آن‌ها پرداخته است.

 

این نویسنده و پژوهشگر گفت: علامه امینی با تتبع در کتاب‌های تاریخی، تفسیری و حدیثی، تمامی روایات درباره امیر‌المومنین (ع) به‌ویژه در ارتباط با واقعه غدیر خم از زبان معصوم و اقوال تاریخی را به‌طور جامع جمع‌آوری کرده است. وی نزدیک به 50 سال قبل، زمانی که ارتباطات علمی مانند امروز نبوده و سفر به نقاط مختلف به‌راحتی صورت نمی‌گرفت، به اقصی‌نقاط دنیای اسلام از کشورهای عربی تا دیگر کشورهای مسلمان سفر کرد و به سراغ کتابخانه‌های بسیار مهم آن کشورها رفته و تمامی کتاب‌ها و منابع علمی را مطالعه و فیش‌برداری کرده است. حاصل مطالعه صدها کتاب علمی و فیش‌برداری‌های متعدد، تألیف کتاب «الغدیر» شد.

 

معارف بیان کرد: این کتاب در 12 مجلد عربی نوشته شده و تاکنون 20 جلد ترجمه فارسی آن نیز به چاپ رسیده است. کتاب «الغدیر» قطعا اثبات‌کننده امامت علی (ع) با استناد به منابع اهل سنت است. آنچه در این کتاب مهم است، اینکه یک عالِم شیعی با استناد به منابع ادبی، تفسیری، کلامی و تاریخی اهل سنت، کتابی همچون «الغدیر» را نوشته است. این کتاب اگر دقیق خوانده شود، خواننده نسبت به ولایت امیر‌مومنان (ع) یقین پیدا می‌کند.

 

منبع: ایبنا


اخبار مرتبط :

{{if CreateBy!=-1 }}

{{/if}}

{{if LikeIsActive==’True’ || DisLikeIsActive==’True’ }}

{{/if}}
{{if MultiLevelCommentIsActive==’True’ && ShowReplay==’True’ }}

{{/if}}

{{tmpl(Childs) ‘#MainCommentTemplate’}}

[ad_2]

لینک منبع

​تجلیل از عباس براتی‌پور در اختتامیه «قلم زرین»

[ad_1]


​تجلیل از عباس براتی‌پور در اختتامیه «قلم زرین»

|۱۴:۱۳,۱۳۹۶/۴/۱۲| بازدید :
12
بار

 

 

 

مراسم اختتامیه جایزه «قلم زرین» همزمان با روز قلم (14 تیرماه) در سالن اجتماعات قلم ایران برگزار می‌شود.

 

 مراسم اهدای جوایز پانزدهمین جشنواره قلم زرین از ساعت 17 روز چهارشنبه 14 تیر (روز قلم) در سالن اجتماعات انجمن قلم ایران به نشانی تهران، خیابان سید جمال‌الدین اسدآبادی، نبش کوچه 44، پلاک 360 برگزار می‌شود.

در این دوره، قرار است علاوه ‌بر اهدای جوایز به مولفین کتاب‌های برتر، از عباس براتی‌پور به خاطر سال‌ها تلاش در عرصه شعر تجلیل شود. عباس براتي‌پور  سال 1322 در تهران به دنیا آمد. سال 1341 به استخدام نيروي هوائي در آمد و سال  1372با درجه سرهنگي بازنشسته شد. براتي‌پور از اواخر دوران دبيرستان به شعر روی آورد و سال‌ها در حوزه هنری جلسه‌های، شعرخوانی برگزار کرده است.  

«بهت نگاه»، «وعده ديدار»، «كتيبه شکيب»، «سيناي سبزعشق»، «باشقايق ها برادر»، «عطش عشق»، «داغ تشنگي»، «سوار مشرقي»، «درساحل علقمه»، «ماه درفرات»، «گزيده ادبيات معاصر 24»، «زيتون و زخم»، «دل ودريا» و «سه مجموعه شعر» برخی از اشعار منتشر شده توسط این شاعر است.

چهاردهمین دوره جایزه «قلم زرین»، سال گذشته ‌با تقدیر از زنده‌یاد فیروز زنوزی جلالی،‌ برگزار شد و اثر برگزیده نداشت. بر اساس آراء هیئت داوران در بخش شعر کودک و نوجوان سه اثر «تلنگر باران» سروده حمیدرضا شکارسری، «در فصل های خانه» سروده داوود لطف الله و «از نوک خودکار من گل می چکد» سرود سیدسعید هاشمی شایسته تقدیر معرفی شدند. در بخش شعر بزرگسال اثر «بهانه ها» سروده پروانه نجاتی شایسته تقدیر معرفی شد.

در بخش نقد و پژوهش نیز کتاب «جستاری در اصطلاح شناسی و مبانی ادبیات داستانی دفاع مقدس» نوشته احمد شاکری تقدیر شد.در بخش داستان کودک و نوجوان نیز سه کتاب «بازگردانده شده» نوشته انوشه منادی، «شاهزاده خانمی در مترو» نوشته محدثه گودرزنیا و «آخرین مرخصی» نوشته عقیل برزگر شایسته تقدیر معرفی شدند.

در بخش داستان بزرگسال نیز دو کتاب «پایان یک نقش» نوشته جلال توکلی و «ادوارد دو» نوشته بهزاد دانش‌گر تقدیر شدند.

منبع: ایبنا


اخبار مرتبط :

[ad_2]

لینک منبع

راهنمای پژوهش درباره علامه امینی و آثارش / حمید سلیم گندمی

[ad_1]


راهنمای پژوهش درباره علامه امینی و آثارش / حمید سلیم گندمی

|۱۴:۱۲,۱۳۹۶/۴/۱۲| بازدید :
11
بار

 

چکیده: این گفتار، حدود 260 منبع درباره علامه امینی و آثار او را مینمایاند. این منابع شامل کتاب اعم از تک نگاشت یا بخشی از منابع، مقاله، پایان نامه، مدخل هایی از کتاب های مرجع از جمله دانشنامه ها و منابع غیر مکتوب است.در انتخاب مدخل ها برای معرفی، عواملی مدّ نظر بوده، از جمله قدمت، اعتبار، نوآوری، پژوهشی بودن. منابع معرفی شده در مورد علامه امینی، مکتبة الامام امیرالموءمنین علیه السلام در نجف که به دست او تأسیس شده و آثار مکتوب او سامان یافته، که در این مورد، منابع مربوط به کتاب الغدیر جایگاه ویژه ای دارد.

سفینه، سال دهم، بهار 1392، شماره 38 «ویژه علامه امینی»

 

دریافت مقاله

منبع: پرتال جامع علوم انسانی


اخبار مرتبط :

{{if CreateBy!=-1 }}

{{/if}}

{{if LikeIsActive==’True’ || DisLikeIsActive==’True’ }}

{{/if}}
{{if MultiLevelCommentIsActive==’True’ && ShowReplay==’True’ }}

{{/if}}

{{tmpl(Childs) ‘#MainCommentTemplate’}}

[ad_2]

لینک منبع