چرا حامیان 30 تیر مصدق پس از کودتا علیه او به میدان نیامدند؟

[ad_1]


چرا حامیان 30 تیر مصدق پس از کودتا علیه او به میدان نیامدند؟

|۷:۳۶,۱۳۹۶/۴/۳۱| بازدید :
3
بار


 

به دنبال رد درخواست مصدق از محمدرضا پهلوی مبنی بر دریافت وزارت جنگ، وی از سمت خود استعفا داد و کنار رفت. بلافاصله پس از این استعفا احمد قوام به نخست‌وزیری رسید و با صدور یک اعلامیه تند کوشید رعب و وحشت را در دل مخالفان ایجاد کند. در چنین شرایطی آیت‌الله کاشانی که همواره در صف اول مبارزه علیه استبداد و استعمار بود و تلاش‌های فراوانی به منظور ملی شدن نفت ایران انجام داده بود بار دیگر نقش خود را در آن بزنگاه تاریخی به خوبی ایفا کرد. در شرایطی که امکان نظامی در اختیار رژیم پهلوی بود، آیت‌الله کاشانی با بسیج ملت ‌بار دیگر قدرت روحانیت را به رخ تاریخ کشید. بدین‌ترتیب با حضور مردم، مصدق به قدرت بازگشت اما 13 ماه بعد با یک کودتای آمریکایی- انگلیسی سقوط کرد.  زمانی که وقایع دو روز 30 تیر 1331 و 28 مرداد 1332 را بررسی می‌کنیم با یک تفاوت آشکار مواجه می‌شویم؛ در 30 تیر مردم در حمایت از مصدق وارد خیابان‌ها شدند اما در 28 مرداد این خیابان‌ها خالی است و به جای مردم، یک گروه از لمپن‌های وابسته به دربار که با دلارهای امریکایی کوک می‌شوند در صحنه حضور دارند. سوالی که در اینجا مطرح می‌شود این است که مردمی که در 30 تیر از مصدق حمایت کردند در 28 مرداد کجا بودند؟ چه اتفاقاتی طی این 13 ماه رخ داد که ناگهان مردم را به اندرونی تبعید کرد؟ برای یافتن پاسخ این پرسش ابتدا به خاطرات آیت‌الله فلسفی رجوع می‌کنیم و سپس به دیدار مصدق و لوی هندرسون، سفیر آمریکا در ایران در روز 27 مرداد 1332 می‌پردازیم.

 روایت آیت‌الله فلسفی از دلیل خالی شدن خیابان‌ها  در 28 مرداد

آیت‌الله محمدتقی فلسفی، واعظ شهیر نهضت اسلامی که سخنرانی‌های کوبنده وی در روزهای داغ انقلاب زبانزد است، در کتاب خاطرات خود که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی چاپ و منتشر شده است، درباره نقش آیت‌الله کاشانی در قیام مردمی 30 تیر می‌گوید: «آیت‌الله کاشانی رهبری بود که مردم را در خیابان‌ها جمع کرد و آنها را واداشت به نفع مصدق شعارهای بسیار دهند و او را رهبر ملی تلقی کنند. بعد از اینکه نفت ملی شد، مصدق توهم کرد که می‌تواند به اتکای گروهی روشنفکر و ادامه حمایت بی‌دریغ مردم، روی پای خود بایستد و همین باعث جدایی آن دو شخصیت سیاسی از یکدیگر شد و بعد هم مساله 28 مرداد پیش آمد. درحالی که قبلا در روز سی‌ام تیر که وی نخست‌وزیری برکنار شده و به احمدآباد رفته بود و هیچ‌گونه امیدی به کسب مجدد قدرت نداشت، با پایمردی آیت‌الله کاشانی و اعلامیه معروف ایشان که از مردم خواست قیام کنند و مصدق را بازگردانند، دوباره به قدرت برگشت.»

اشاره مرحوم فلسفی به اعلامیه آیت‌الله کاشانی در 28 تیرماه است که طی آن کاشانی پس از تمجید از دولت مصدق به شدت از احمد قوام انتقاد کرده و مردم را برای سرنگون ساختن دولت او به «جهاد اکبر» فراخواند. در بخشی از این اعلامیه آمده بود: «من صریحا می‌گویم که بر عموم برادران مسلمان لازم است در راه این جهاد اکبر کمر همت بربسته و برای آخرین مرتبه به صاحبان سیاست استعماری ثابت کنند تلاش آنان در به‌دست آوردن قدرت و سیطره گذشته محال است و ملت مسلمان ایران به هیچ یک از بیگانگان اجازه نخواهند داد که به دست مزدوران آزمایش شده، استقلال آنها پایمال و نام با عظمت و پرافتخاری که ملت ایران در اثر مبارزه مقدس خود به‌دست آورده است مبدل به ذلت و سرشکستگی شود.»

بار دیگر به خاطرات آیت‌الله فلسفی برگردیم؛ واعظ شهیر نهضت اسلامی در خاطراتش به عملکرد مصدق پس از 30 تیر اشاره کرده و پاسخ این پرسش را می‌دهد که مردمی که در 30 تیر حضور داشتند در 28 مرداد کجا بودند؟ وی می‌گوید: «بازگشت دوباره مصدق مطلب را بر وی مشتبه و تصور کرد که آن همه شور و هیجان مردم مسلمان، نه به دلیل لبیک به دعوت آیت‌الله کاشانی و احساس تکلیف دینی، بلکه به خاطر شخص او بوده است. او هرگز فکر نکرد که مردم مسلمان این مملکت او را برای چه دوباره بر سر کار آوردند و آیت‌الله کاشانی چرا و چقدر نقش موثری در بازگشت او داشته است… پس از 30 تیر مصدق از شئون دینی فاصله گرفت و رفته رفته دچار ضعف تدبیر و فاقد پشتوانه ملی شد.»

فلسفی با اشاره به سخنرانی خود پس از 28 مرداد در مجلس ترحیمی که برای کشته‌شدگان آن واقعه در پنجم شهریور همان سال در مسجد سپهسالار منعقد شده بود، می‌گوید: «[در آن سخنرانی] بدون تعصب و ملاحظه خاصی وقایع دوره دوم نخست‌وزیری مصدق را به طور مستدل تحلیل کردم. در آن منبر گفتم چرا مردمی که در 30 تیر 1331 شمسی به طرفداری از مصدق به خیابان‌ها ریختند در 28 مرداد 32 چنین نکردند؟ آیا این مردم بودند که تغییر کردند یا مصدق بود که عوض شده بود؟ بعد گفتم مردم عوض نشده بودند بلکه مصدق تغییر کرده بود. سپس جریاناتی را که در دور دوم نخست‌وزیری او اتفاق افتاد و مردم متدین را به تدریخ از صحنه خارج کرد، برشمردم.»

حبس مردم در خانه‌ها به دنبال اعتماد به آمریکا

به دنبال کودتای نیم‌بند 25 مرداد 32 که شاه را از کلاردشت به بغداد و از آنجا به رم فراری داد، همه چیز برای ساقط کردن رژیم پهلوی مهیا بود و مردم در خیابان‌ها علیه رژیم پهلوی شعار می‌دادند. اما با وجود درخواست گروهی از اعضای دولت مصدق همچون حسین فاطمی، خود مصدق که در پشت جلد قرآن به شاه قول داده بود علیه وی اقدامی نکند حاضر به برخورد انقلابی با کودتاچیان نشد. تعلل وی در این امر، بار دیگر به آمریکا فرصت عمل داد.  روز 27 مرداد، درست یک روز قبل از وقوع کودتا، لوی هندرسن، سفیر آمریکا در ایران به ملاقات محمد مصدق رفت و با انتقاد از وضع داخلی ایران، از رفتار مردم ایران با آمریکایی‌ها سخن گفت و مصدق را تهدید کرد چنانچه این وضعیت ادامه پیدا کند و خیابان‌ها از حضور مردم خالی نشود، تمام آمریکاییان به کشورشان بازخواهند گشت. در این هنگام، مصدق «حالت عذرخواهی به خود گرفت» و به سفیر آمریکا گفت: «جناب آقای سفیر من از شما می‌خواهم این کار را نکنید. اجازه بدهید رئیس پلیس را بخواهم. من ترتیبی خواهم داد که هم‌میهنان شما را کاملا محافظت کنند.» بدین‌ترتیب در غروب ۲۷ مرداد، به دستور مصدق خیابان‌ها کاملا خالی شد تا خیال کودتاچیان برای راه‌اندازی کودتای 28 مرداد راحت شود.

 

 

منبع: فرهیختگان


اخبار مرتبط :

{{if CreateBy!=-1 }}

{{/if}}

{{if LikeIsActive==’True’ || DisLikeIsActive==’True’ }}

{{/if}}
{{if MultiLevelCommentIsActive==’True’ && ShowReplay==’True’ }}

{{/if}}

{{tmpl(Childs) ‘#MainCommentTemplate’}}

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *