جبران اشتباه مصدق توسط آیت‌الله کاشانی

[ad_1]


جبران اشتباه مصدق توسط آیت‌الله کاشانی

|۷:۵۸,۱۳۹۶/۴/۳۱| بازدید :
3
بار

  گذری بر تحلیل حسن سالمی

 استعفای مصدق در اواخر تیر ماه 31 یکی از اشتباهات وی بود که می‌توانست در همان زمان نهضت ملی را به کام نابودی بکشاند؛ اما در 30 تیر با فداکاری رهبران مذهبی این اشتباه مصدق جبران شد.

محمدحسن سالمی، نوه آیت‌الله کاشانی درباره اشتباه مصدق در 30 تیر می‌گوید: «استعفای مصدق در این هنگام خالی از ایراد و انتقاد نیست؛ زیرا وی نهضت را در اوج پیروزی رها کرد و در معرض خطر جدی قرار داد. مانند اینکه نادرشاه لب مرز هند و هنگام فتح آنجا، از پادشاهی استعفا و لشکر ایران را بی‌سرپرست رها کند و به پرتگاه سقوط بکشاند. مصدق نباید در چنان اوضاعی دست به استعفا می‌زد و سنگر را رها می‌کرد؛ چرا که نتیجه این اقدام تسلط استعمار و از اثر انداختن مبارزات ملت ایران بود. از مصدق انتظار نبود که در مقابل آن همه فداکاری ملت، در این لحظه حساس صحنه سیاست را با استعفا و رفتن به منزل خود ترک کند. این اقدام سوالی را در ذهن به وجود می‌آورد: آیا برای مصدق مهم نبود پس از رفتن او چه پیش می‌آید؟ آیا مصدق با آگاهی بر اینکه قوام جای او را خواهد گرفت و به هر حال به مساله نفت خاتمه خواهد داد دست به استعفا زد یا هیچ‌گونه پیش‌بینی در این مورد نداشت؟ ممکن است ادعا بشود که رفتار مصدق به منظور نمایش قدرت خود به شاه بود تا از این طریق به او ثابت کند که ملت پشت سر او ایستاده است ولی در مساله حساس نهضت که به قیمت صدها کشته به دست آمده بود، این قبیل مانورها خطرناک و غیرقابل دفاع است.» حسن سالمی در ادامه بیان می‌کند که نیروهای مذهبی به رهبری آیت‌الله کاشانی که از پایگاه اجتماعی قدرتمندی برخوردار بودند چگونه با اقدامات خود این اشتباه مصدق را جبران کردند: «اگر از جان گذشتگی رهبران و ملت ایران و استقبال خطر تا پای جان در 30 تیر، 31 نبود و اگر خون‌های پاک جوانان این آب و خاک بی‌دریغ ریخته نمی‌شد، هرگز شکست قدرت شیطانی قوام‌السلطنه که از پشتیبانی امپریالیست‌ها و رژیم شاه برخوردار بود امکان نداشت. اگر لطف خداوند همراه ملت ما نبود نهضت ملی در سی‌ام تیر ماه دفن می‌شد و آمال و آرزوهای ملتی که تازه سر برافراشته بود که کسب آزادی کند به باد فنا می‌رفت.» محمد‌حسن سالمی با اشاره به اینکه بعدها مصدق هم به اشتباه خود پی برد و در خاطراتش این استعفا را خطا و نادرست شمرد به نقش آیت‌الله کاشانی در احیای نهضت ملی در 30 تیر اشاره می‌کند و می‌گوید: «آیت‌الله کاشانی در آن زمان موقعیتی تعیین کننده داشت و سکوت او در مقابل زمامداری قوام می‌توانست قوام را موفق کند. در شرایط آن روز نیروی انتظامی در اختیار قوام و شاه بود و تنها بسیج مردم با نیروی ایمان می‌توانست امکان موفقیت ملی را به وجود آورد. امکان بسیج ملت در اختیار رهبر روحانی آن روز یعنی آیت‌الله کاشانی بود که با وجود تمام تلاش شاه و قوام، سرسختانه ایستاد و موضع مبارزه خود را یک قدم تغییر نداد و به همراه ملت تمام نیروهای پشتیبان قوام را در هم کوبید.»

   روایتی از حسن گرامی

   پاسخ منفی آیت‌الله کاشانی به وعده‌های دربار


 پس از استعفای مصدق از نخست‌وزیری، آنچه باعث بازگشت وی به راس دولت شد اقدامات آیت‌الله کاشانی بود. وی در این راه منافع ملی را در نظر گرفت و مردم را به جهاد فراخواند. حسن گرامی که از نزدیکان و بستگان آیت‌الله کاشانی است، درباره واکنش آیت‌الله کاشانی به استعفای مصدق می‌گوید: «زمانی که اطلاع دادند مصدق استعفا داده است، برای جانشینی او صحبت از قوام‌السلطنه بود. تنها کسی که از لحظه اول انتشار خبر به‌شدت یکه خورد و اعتراض کرد، آیت‌الله کاشانی بود. ایشان بلافاصله از بازاری‌ها دعوت کرد. با آنکه اعلام شد مصدق خودش استعفا کرده ولی ایشان [آیت‌الله کاشانی] می‌گفت قطعا اشکالاتی پیدا شده که مصدق مجبور به این کار شده است و با اینکه از او گله داشت که چرا با دوستانش این موضوع را در میان نگذاشته و اطلاع نداده است، ولی می‌گفت که مصدق باید برگردد و مشکلات به دست خودش حل شود.»

حسن گرامی در ادامه اشاره می‌کند که چگونه درباریان می‌خواستند آیت‌الله کاشانی را به سمت خود جذب کنند اما در این مسیر ناکام ماندند. وی می‌گوید: «طبعا افرادی که به منزل ما می‌آمدند و با آقای کاشانی ملاقات می‌کردند به‌تدریج اضافه شدند و از طرف دربار هم که عمده نگرانی‌هایشان از طرف آقای کاشانی بود به خاطر دارم آقای علاء به خانه ما آمد. منزل ما دو طبقه بود. طبقه اول حالت زیرزمین و حوضخانه داشت و آقای کاشانی وقتی که صحبت خصوصی داشت در حوضخانه می‌نشست. خلاصه رفت و آمد علاء در آن دو سه روز همچنان ادامه داشت و فکر می‌کنم در همان روز اول دو سه باری آمد. سر و صداها داشت اوج می‌گرفت و می‌خواستند هر جور شده موافقت آقا را جلب کنند.»

گرامی روایت می‌کند که فرستادگان دربار به آیت‌الله کاشانی وعده‌هایی می‌دادند تا ایشان را از حمایت مصدق بازدارند اما او هیچ یک از این پیشنهادها را قبول نمی‌کرد. وی می‌گوید: «روز دوم بود که ارسنجانی از طرف قوام آمد و پیشنهاد 6 وزیر را به آقا داد. اما آقا قبول نکرد. بعد از آن امینی برای متقاعد کردن آیت‌الله کاشانی آمد. او به ظاهر گرایش‌های مذهبی داشت اما مرحوم آقا در جواب او هم گفتند: نمی‌توانم پیشنهاد تو را قبول کنم، حتی الان اگر من هم قبول کنم مردم قبول نمی‌کنند و من هم چنین تکلیفی را به مردم نمی‌کنم و شاه و دربار هم علاجی ندارند جز اینکه خود دکتر مصدق را برگردانند.»

 

منبع: فرهیختگان


اخبار مرتبط :

{{if CreateBy!=-1 }}

{{/if}}

{{if LikeIsActive==’True’ || DisLikeIsActive==’True’ }}

{{/if}}
{{if MultiLevelCommentIsActive==’True’ && ShowReplay==’True’ }}

{{/if}}

{{tmpl(Childs) ‘#MainCommentTemplate’}}

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *