تنظیم سند برای گواهی سیادت / رسول جعفریان

[ad_1]


تنظیم سند برای گواهی سیادت / رسول جعفریان

|۱۳:۴۴,۱۳۹۶/۴/۲۸| بازدید :
5
بار

 

در گذشته، به دلیل اهمیت جایگاه سادات در جامعه، این امکان وجود داشت که کسانی بدون دلیل، خود را در زمره سادات به حساب آورند. به همین دلیل، یکی از وظایف نقبای سادات، با توجه به اسناد و مدارکی که از نسب نامه ها و شجره نامه ها داشتند، این بود تا در این باره اظهار نظر کنند و سیادت آنان را گواهی نمایند. سند زیر برای این امر تنظیم شده است. این قبیل منابع، بخشی از تاریخ اجتماعی ماست.

 نمونه زیر، آموزش نگارشٍ سند گواهی سیادت اشخاص است که اغلب توسط نقیب النقباء سادات یا کسانی که از طرف او در شهرها نقابت داشتند نوشته و گواهی می شد. نقابت سادات در تمام ادوار تاریخ اسلام، برای حفظ حقوق سادات، به عنوان یک منصب حکومتی ـ اشرافی، کار نظارت بر اثبات سیادت اشخاصی را که مدعی ورود در این دایره بودند، در اختیار داشت. طبعا برای افرادی که حرفی در سیادتشان بود، گواهی صادر می شد، و این کار با نگارش یک گواهی در اختیار او قرار می گرفت که با نشان دادن آن، سیادت خود را ثابت نماید.

نمونه ای از انشاء و تنظیم سند در این زمینه، همین متن زیباست که پایین ملاحظه می فرمایید. متن ادیبانه، و اوائلش قدری دشوار و در نهایت، متن شهادت نامه آمده، اما چون تنها یک نمونه است، نام کسی در آن نیست.

بسم الله الرحمن الرحیم

اصل اصیل شجره ریاض مقصد حمد خداوندیست بی مثل و مانند که در احصای نگارش نیایش مطوّقِ [= آراسته] «لو کان البحرُ مدادا لکلمات ربّی لنفد البحر قبل أن تنفد کلمات ربّی» گواه است، و در ادای حقوق ستایشش منشی دارالانشاء لاافصح را مضمون صدق مشحون «لااحصی ثناء علیک، أنت کما أثنیت علی نفسک» زبان ثناگستری عذرخواه؛ مبدعی که اختراع هیکل انسانی اثری از آثار حکمت ذات بیهمال او است، و تخمیر طینت آدم ازکی از بسیاری توانائی قدرت و جلال او؛ عزت بخشی که فرق احترام آدم خاکی را متوّج به تاج «انّی جاعلٌ فی الارض» خلیفه ساخته، جباه افواج ملایک را به سخن ریزی آستین تسلیمش سرافرازی داده، «ولقد کرّمنا بنی آدم» بر مفارق اعتبار اولاد امجادش نهاد.

آن کز شمار نعمت بی منتهای او /دایم به عجز خویش کند عقل اعتراف

مدهوش جام معرفتش کاف تا بنون /منظور عین عاطفتش قاف تا بقاف

بعد از تمهید قواعد شکرگزاری حضرت خداوند شکور که عبارت از اعتراف به عجز و قصور است، توقیع وقیع صحیفه نعمت مدحت سیّد سند است که کریمه «ما کان أبا أحدٍ من رجالکم، ولکن رسول الله و خاتم النبیین» نخستین حرف از کتاب والاگوهر اوست، و مصدوقه «فکانَ قابَ قوسین أو أدنی» اوّل پایه از معراج علو شان و برتری او:

اما بعد:

آنکه از ذوق شفاعت خواهیش روز جزا /بر مطیعان فخرها دارند فوج عاصیان

افتخار نسل اعلی احمد مرسل که هست /شان قدرش را نخستین پایه عرش لامکان

پس از صعود به معارج مدارج مراتب نعت گستری اعتبار محضر نجابت و سروری به نقش مُهر مهر اولاد آن حضرت است که منشور مفاخرشان به عنوان «وجعلناهم ائمة یهدون بامرنا» مُعنوَن، و طومار محامدشان به طراز «مَثَل أهل بیتی کالنجوم بأیّهم اقتدیتهم اهدیتم» مطرّز و مزیّن است، سیّما آن اعلی حضرت آسمان رفعت که روزنامچه ولایتش، به رقم «الیوم اکملتُ لکم دینکم و أتممت علیکم نعمتی» مرقوم است، و مکنون خاطر حق شناسیش منظور نظر قدسی اساس جناب رسالت است، چون دو لفظ مرادف مفید مفهوم:

آن خانه زاد حق که او در ره کمال /ننهاده پای هیچ کس از مکمن عدم

ابن عمّ رسول خدا مقتدای ناس /سالار دین علیّ ولی منبع کرم

اللهم ارزقنا شفاعتهم « يَوْماً لا يَجْزِي والِدٌ عَنْ وَلَدِهِ، وَ لا مَوْلُودٌ هُوَ جازٍ عَنْ والِدِهِ شَيْئا» فانّک مجیب الدعواة و قاضی الحاجات.

اما بعد به مسامع ارباب هوش رسیده می شودکه حامل این صحیفه صداقت تضمین، سلالة السادات ذی السعادات فلان که ان شاء الله تعالی ذیل این رقیمه پرگوهر، تفضیل نسب ارجمندش خواهد گردید، از دودمان شریف سیّد کونین و مقتدای ثقلین است، اگرچه تحقیق سیادتش از نهایت شیوع مستغنی از بیان و تبیان، و جمال شاهد این مطلب رعناتر از آن است که محتاج به حلیه وصافی واصفان باشد، اما چون انتساب به ذیل پاک برازنده افسر لولاک، رتبه‌ای است بس ارجمند، و ارتباط به سلسله جلیله حضرات ائمه اطهار ـ صلوات الله الملک الجبار ـ مرتبه ای است بغایت بلند، و مراعات آداب احترام این طبقه جلیل القدر، بر ذمّت همت کافّه انام فرض و متحتّم است، وسیله فوز و رستگاری و باعث خشنودی حضرت باری است ـ تعالی شانه؛ لهذا جهت انتشار این گنج شایگان، و ایضاح این کرامت لازمة الاعلان، شکسته بسته، چند مرقوم قلم شکسته قدم نموده شد تا قاطبه ناس از ادانی و اقاصی، و مطیع و عاصی، سید مزبور را از گروه باشکوه سادات صحیح النسب شناخته، از گلدسته اذعان نجابت و والاتباریش، استشمام رایحه نجات ابدی نمایند، و به زور بیجای سرپنجه خلاف، در رخنه گری سدّ محکم اساس سیادتش، ابواب انفعال بر روی خود بگشایند. «إن أحسنتم أحسنتم لانفسکم و إن اسأتم فلها».

نسب موعودالبیان سید سند مزبور این است: فلان ابن فلان الی امیرالمومنین علیه السلام….

منبع: بساتین


اخبار مرتبط :

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *