پیشقدمان کشف آثار تاریخی ایران / عیسی بهنام

[ad_1]


پیشقدمان کشف آثار تاریخی ایران / عیسی بهنام

|۱۵:۳۶,۱۳۹۶/۵/۱| بازدید :
10
بار

 

(به یاد کوششهای استاد فقید هنینگ در راه احیای آثار ملی ایران)

برای بالا رفتن از بلندی های البرز در راه الموت قاطری کرایه کرده بودم و صاحب قاطر همراه من پیاده طی مسافت می کرد و هر لحظه با لهجۀ مازندرانی خود می گفت آقا بیا پایین اینجا گنج است. من پایین می آمدم و او حق داشت زیرا آثار بسیار کهنی در بسیاری از نقاط البرز پراکنده است. بالاخره به او وعده دادم که سر فرصت به دیدن این گنج ها خواهیم آمد.

آرزوی من این بود و هست که روزی از طرف دانشگاه در الموت، مرکزی به وجود آید که استادان و دانشجویان از رشته های نختلف بتوانند در آنجا اقامت کنند و از آنجا برای تحقیقات باستان‌شناسی و تاریخی و جغرافیایی و اجتماعی و حتی زمین شناسی و زبان شناسیبه راحتی به نواحی کلاردشت و عمارلو و اشکوروامام و سمام و از طرف دیگر به سوی رودبار و مارلیک و از جهت دیگر به طرف طالش مسافرت های کوچک بنمایند و نتیجۀ کارهایشان را در الموت و سپس در مرکز تحقیقاتی دانشگاه تنظیم نموده هر سال آن را به صورت گزارش های علمی چاپ کنند.

دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، سال چهاردهم، خرداد و مرداد 1346، شماره 5 و 6 (پیاپی 57 و 58)

 

دریافت مقاله

منبع: پرتال جامع علوم انسانی


اخبار مرتبط :

{{if CreateBy!=-1 }}

{{/if}}

{{if LikeIsActive==’True’ || DisLikeIsActive==’True’ }}

{{/if}}
{{if MultiLevelCommentIsActive==’True’ && ShowReplay==’True’ }}

{{/if}}

{{tmpl(Childs) ‘#MainCommentTemplate’}}

[ad_2]

لینک منبع

مسجد و نظام آموزشی سنتی و جدید در دورۀ قاجار

[ad_1]


مسجد و نظام آموزشی سنتی و جدید در دورۀ قاجار

|۱۵:۲۱,۱۳۹۶/۵/۱| بازدید :
11
بار

 

علیرضا علی صوفی – فرهاد دشتکی نیا

چکیده: مسجد به عنوانِ یکی از مهمترین نهادهای دینی – فرهنگیِ ایران در دورۀ قاجار، علاوه برکارکردهای دینی، دارای کارکردهای متنوعِ آموزشی، تربیتی، رسانهای، قضایی، نظامی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بود. آنچه در مقالۀ حاضر مورد بحث است، تعیین جایگاه و کارکردِ آموزشی مسجد در نظام آموزشی سنتی و نظام آموزشی جدید در دورۀ قاجار است. از آنجا که کارکردِ آموزشی مسجد متأثر از زمینهها و شرایط اجتماعیِ ایرانِ دورۀ قاجار بود، با بروز تغییرات اجتماعی و به ویژه تغییر نظام آموزشی که در نتیجه فرآیند اصلاحات در دورۀ قاجار به وجود آمد، باید انتظار داشت که آثار این تغییرات در کارکرد آموزشی مسجد هم که جایگاهی مهم در نظام آموزشی دورۀ قاجار داشت، انعکاس یابد. از اینرو در این پژوهش، این موضوع با تأکید بر این مسئله مورد پژوهش قرار میگیرد که با بروز تغییرات در نظام آموزشی سنتی در دورۀ قاجار، چه تغییراتی در کارکردهای آموزشی مسجد ایجاد شد؟. این مقاله به بررسی و تبیین دو کارکرد آموزشی مسجد، مسجد به عنوان فضای آموزشی و مسجد به عنوان پایگاه مؤسسانِ مدارس جدید در مقابل مخالفان مدارس جدید، پرداخته است.

مطالعات تاریخ اسلام، سال پنجم پاییز 1392، شماره 18

 

دریافت مقاله

منبع: پرتال جامع علوم انسانی


اخبار مرتبط :

{{if CreateBy!=-1 }}

{{/if}}

{{if LikeIsActive==’True’ || DisLikeIsActive==’True’ }}

{{/if}}
{{if MultiLevelCommentIsActive==’True’ && ShowReplay==’True’ }}

{{/if}}

{{tmpl(Childs) ‘#MainCommentTemplate’}}

[ad_2]

لینک منبع

مقواگری در تاریخ تجلید تمدن اسلامی / مصطفی رستمی

[ad_1]


مقواگری در تاریخ تجلید تمدن اسلامی / مصطفی رستمی

|۱۵:۱۶,۱۳۹۶/۵/۱| بازدید :
12
بار

 

چکیده: دیرزمانی است که هنرمندان دیار اسلام در خلق کتاب از جلدهای با ساختار مقوا بهره می گیرند. زیرا به روشنی دریافته اند که این ماده اگرچه ساختاری کاغذی داشته و معمولاً از خمیر کاغذ یا چسباندن لایه های کاغذ، تهیه می شود، به دلیل داشتن خصوصیات فیزیکی متفاوت نسبت به کاغذ، می تواند به عنوان تکیه گاه، نگاهدارنده و یا بستر برای بسیاری از هنرها به ویژه تجلید باشد. در تمدن اسلامی به ویژه ایران بیش از یکهزار ه است که مجلدان با آگاهی از ساختار و خصوصیات مقوا، از آن به نیکویی در اجزای جلدهای کتب و مرقعات استفاده می کنند. هدف از انجام این پژوهش، مطالعه و بررسی تاریخ و تحولات مقواگری و شیوه ساخت و کاربرد مقوا در تجلید دوره های مختلف تاریخی ایران و دیگر سرزمین های اسلامی به ویژه اعراب، ترکان و هندوستان است….

گنجینه اسناد، دوره 11، شماره 2 و 1، تابستان 1380

 

دریافت مقاله


اخبار مرتبط :

{{if CreateBy!=-1 }}

{{/if}}

{{if LikeIsActive==’True’ || DisLikeIsActive==’True’ }}

{{/if}}
{{if MultiLevelCommentIsActive==’True’ && ShowReplay==’True’ }}

{{/if}}

{{tmpl(Childs) ‘#MainCommentTemplate’}}

[ad_2]

لینک منبع

فرمان تاسیس تشکیلات کلان دولت، توسط ناصر الدین شاه (1283 ه.ق)

[ad_1]


فرمان تاسیس تشکیلات کلان دولت، توسط ناصر الدین شاه (1283 ه.ق)

|۱۵:۴,۱۳۹۶/۵/۱| بازدید :
10
بار

 

کیانوش کیانی هفت لنگ

دربارۀ انگیزه ناصرالدین شاه، از راه اندازی تشکیلات کلان دولت و نیز دیگر تحولات دوره ناصری، دیدگاه های متفاوتی ابراز شده است که ذیلاً به نمونه هایی از آن، اشاره می شود:

دکتر حسین محبوبی اردکانی، نوشته است: گروهی برخورد با اروپا و سفرهای ناصرالدین شاه به فرنگ و دیدن تحولات چشمگیر فرنگ را موجب این تحولات می دانند و معتقدند، در پاره ای موارد، چشم و گوش شاه بازتر شدو با الگوگیری از کشورهای پیشرفته اروپا، به سازماندهی امور عمومی کشور پرداخت.

عبدالله مستوفی، از منظر دیگری به موضوع پرداخته و معتقد است که ناصرالدین شاه که از بی کفایتی صدراعظمش، میرزا آقاخان نوری به تنگ آمده بود، طی دستخطی امور لشکری را بکلی از وظایف صدراعظم منفک و به دست عزیزخان مکری سپرد و پیش از آن نیز، وزارت علوم و ریاست دارالفنون را به علیقلی میرزا اعتضادالسلطنه(پسر فتحعلی شاه)سپرده بود. همچنین، میرزا سعید خان را با لقب مؤتمن الملکی، به وزارت خارجه مفتخر کرد….

 

گنجینه اسناد، دوره 11، شماره 2 و 1، تابستان 1380

 

دریافت مقاله


اخبار مرتبط :

{{if CreateBy!=-1 }}

{{/if}}

{{if LikeIsActive==’True’ || DisLikeIsActive==’True’ }}

{{/if}}
{{if MultiLevelCommentIsActive==’True’ && ShowReplay==’True’ }}

{{/if}}

{{tmpl(Childs) ‘#MainCommentTemplate’}}

[ad_2]

لینک منبع

دژ نبشت / پرویز رجبی

[ad_1]


دژ نبشت / پرویز رجبی

|۱۴:۴۹,۱۳۹۶/۵/۱| بازدید :
11
بار

 

آیا معبد آذرگشنسپ، مرکز اسناد دینی ایران باستان بوده است؟

دیری است که باستان نگاران، اصطلاح دژنبشت فارسنامۀ ابن بلخی را از آغاز سدۀ ششم هجری، بدون تأمل در محل قرار گرفتن آن، به کار می برند، «چون زرتشت بیامد، وشتاسف، او را به ابتدا قبول نکرد و بعد از آن، او را قبول کرد، و کتاب زند آورده بود به حکمت، و بر دوازده هزار پوست دباغت کرده، نبشته بود به زر. وشتاسف، آن را قبول کرد و به استخر پارس کوهی است، کوه نقشت گویند که همۀ صورتها و کنده گریها از سنگ خارا کرده و آثار عجیب، اندر آن بود و این کتاب زند و پازند، آنجا نهاده بود.»

در متن پهلوی ارداویرافنامه هم، همین مضمون با تفاوتی اندک آمده است و ادعا شده است که اسکندر رومی مصر نشین اوستا را برداشته و سوزانده است. اما در دینکرد جایگاه نگهداری اوستا، «گنج شایگان» آمده است….

گنجینه اسناد، دوره 11، شماره 4، زمستان 1380

 

دریافت مقاله


اخبار مرتبط :

{{if CreateBy!=-1 }}

{{/if}}

{{if LikeIsActive==’True’ || DisLikeIsActive==’True’ }}

{{/if}}
{{if MultiLevelCommentIsActive==’True’ && ShowReplay==’True’ }}

{{/if}}

{{tmpl(Childs) ‘#MainCommentTemplate’}}

[ad_2]

لینک منبع

بررسی «مطلع الانوار خواجو در آینه سبک عراقی»

[ad_1]


بررسی «مطلع الانوار خواجو در آینه سبک عراقی»

|۱۳:۴۴,۱۳۹۶/۵/۱| بازدید :
8
بار

 

نشستی با موضوع «مطلع الانوار خواجو در آینه سبک عراقی» برگزار می‌شود.

بر اساس خبر رسیده، بیست‌وسومین نشست از مجموعه درس‌گفتارهایی درباره‌ خواجوی‌ کرمانی در روز چهارشنبه ۴ مرداد ساعت ۱۶:۳۰ به «مطلع الانوار خواجو در آینه سبک عراقی» اختصاص دارد که با سخنرانی دکتر عبدالرضا مدرس‌زاده، در مرکز فرهنگی شهر کتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه سوم برگزار می‌شود. در این نشست «روضه‌الانوار» خواجو که بر وزن «مخزن الاسرار» نظامی است، بازکاوی می‌شود.

خواجوی کرمانی که به تشخیص درست خویش شیوه مثنوی‌سرایی نظامی را در آثار خویش دنبال کرده، به سبب توجهی که به کارکردهای سبک عراقی در قرن هشتم دارد، بیشتر منظومه‌های خویش را بر اساس آموزه‌های برآمده از سبک عراقی و احوال خویش در قرن هشتم فراهم کرده است.

بی‌تردید خواجو همچنان که «خسرو و شیرین» را به «گل و نوروز» بدل کرده است و در وزن «شاهنامه» و «اسکندرنامه»، «همای و همایون» را سروده است، هنرورزی‌هایی مانند متحول کردن اجزای داستان‌ها و تاکید بر سلوک عرفانی در میان منظومه‌ها را هم در کارنامه خویش دارد.

 

منبع: ایسنا


اخبار مرتبط :

{{if CreateBy!=-1 }}

{{/if}}

{{if LikeIsActive==’True’ || DisLikeIsActive==’True’ }}

{{/if}}
{{if MultiLevelCommentIsActive==’True’ && ShowReplay==’True’ }}

{{/if}}

{{tmpl(Childs) ‘#MainCommentTemplate’}}

[ad_2]

لینک منبع

سیر خط در فرامین و احکام تاریخی / علیرضا کوچکی

[ad_1]


سیر خط در فرامین و احکام تاریخی / علیرضا کوچکی

|۱۳:۴۲,۱۳۹۶/۵/۱| بازدید :
11
بار

 

تاریخچۀ خط در اسناد تاریخی از تاریخچۀ خط و خوشنویسی جدا نیست و اسناد تاریخی منابع یا ارزشی جهت تحقیق و پژوهش در مورد سیر خط و خوشنویسی و شیوه های ان در گذشته محسوب می شود. چه نویسندگان این اسناد، بخصوص فرامین و احکام از میان بزرگترین و مبرزترین خطاطان برگزیده می شدند. این خوشنویسان با شهرت کاتبی در دستگاه اداری و دیوانی به شغل دبیری و منشی گری اشتغال داشتند و آنچه امروز در این اسناد به صورت خطوطی چشم نواز و زیبا نمایان است، حاصل عمر پربار این هنرمندان است. در این مقاله تغییر و تحولات خط در اسناد تاریخی به خصوص فرامین و احکام بررسی خواهد شد.

گنجینه اسناد، دوره 10، شماره 4و3، زمستان 1379

 

دریافت مقاله


اخبار مرتبط :

{{if CreateBy!=-1 }}

{{/if}}

{{if LikeIsActive==’True’ || DisLikeIsActive==’True’ }}

{{/if}}
{{if MultiLevelCommentIsActive==’True’ && ShowReplay==’True’ }}

{{/if}}

{{tmpl(Childs) ‘#MainCommentTemplate’}}

[ad_2]

لینک منبع

آزادسازی خرمشهر در «منظومه خاک و خون»

[ad_1]


آزادسازی خرمشهر در «منظومه خاک و خون»

|۱۳:۴۲,۱۳۹۶/۵/۱| بازدید :
8
بار

 

“منظومه خاک و خون” نوشته پیمان کلانتر معتمدی در قالب مثنوی حماسی از شرح دلاوری‌های مردم در دفاع و آزادسازی خرمشهر است که قرار است در روز یکشنبه یکم مرداد در کتابخانه مرکزی اصفهان رونمایی شود.

پیمان کلانتر معتمدی، نویسنده این منظومه گفت: برای نگارش این کتاب که با همت مرکز اصفهان‌شناسی و خانه ملل منتشر شده، تحقیقات زیادی انجام گرفت و در نهایت مصمم به نگارش آن در قالب مثنوی حماسی مانند داستان “شاهنامه” شدم.

او در ادامه اظهار کرد: “منظومه خاک و خون” شرح مجاهدت، دلاوری و از خودگذشتگی رزمندگان در آزادسازی خرمشهر از دست دشمن متجاوز به صورت حماسی است که کاری کم‌نظیر در ادبیات دفاع مقدس محسوب می‌شود.

 

 

قالب منظوم و ارتباط بیشتر با مخاطب ایرانی

وی هدف از نگارش این کتاب به صورت منظوم را ارتباط بیشتر با مخاطب عنوان کرد و افزود: از آنجا که ما ایرانیان با شعر ارتباط زیادی داریم به گونه‌ای که حتی در روابط روزانه خود نیز از اشعار و تمثیل بارها استفاده می‌کنیم بنابراین بهترین راه برای انتقال مفهوم، استفاده از عنصر شعر بود.

این نویسنده با اشاره به قالب مثنوی حماسی، فهم آن را سنگین دانست و گفت: برای جلوگیری از این امر تلاش شد تا ضمن حفظ قالب حماسی، به صورت روان، ساده و در قالب روایی به شرح آزادسازی خرمشهر بپردازیم تا خواننده از مطالعه آن خسته نشود.

 

 

معرفی اسطوره‌های معاصر به جوانان امروز

کلانتر معتمدی با بیان اینکه در ” منظومه خاک و خون” از بسیاری از شهدای ارتش و سپاه و شرح فداکاری‌های آنان نام برده شده، گفت: از آنجا که قالب مثنوی حماسی اساطیری است سعی شده تا شهدا به عنوان اسطوره‌های امروزی برای جوانان معرفی شوند. در این کتاب از شهدایی مانند خزاری، همت، جهان‌آرا، باکری، چمران و … نام برده شده است.

او درباره روند نگارش این کتاب بیان کرد: از حوزه هنری اصفهان برای جمع‌آوری منابع در حوزه جنگ و دفاع مقدس کمک گرفتم و در نهایت موفق شدم تمام مطالب مرتبط با جنگ و تهاجم عراق را از روزنامه‌های اطلاعات بین سال‌های59 تا 61 جمع‌آوری کنم و در کنار آن از بیان خاطرات سردار کریم نصر اصفهانی و سردار محمد موسوی از فرماندهان عملیات لشگر 14 امام حسین(ع) استفاده کردم که در این کتاب شرحی از آن ذکر شده است.

وی با اشاره به رونمایی از لوح فشرده این اثر همزمان با رونمایی از خود منظومه در کتابخانه مرکزی اصفهان گفت: با توجه به پایین بودن سرانه مطالعه در ایران و فرصت بسیار کم مردم، افراد می‌توانند با بهره‌گیری از این لوح فشرده حتی در زمان رانندگی نیز با شنیدن از این کتاب بهره‌مند شوند.

 

 

تهیه مجموعه سه جلدی از منظومه “خاک و خون”

این نویسنده با بیان اینکه قرار است “منظومه خاک و خون” در سه دفتر تهیه و تنظیم شود، تصریح کرد: در جلسه‌ای که با فرماندهی ارتش امیر آذر افروز داشتیم، ایشان درخواست کردند جلد دوم “منظومه خاک و خون” با محوریت ارتش و نیروی زمینی تا پایان سال جاری نوشته شود که در روز 29 فرودین سال 97 هم‌زمان با روز ارتش رونمایی خواهد شد.

او ادامه داد: در تلاش هستیم تا جلد سوم این کتاب را نیز با محوریت عملیات سپاه پاسداران و بسیج در دوران دفاع مقدس به نگارش درآوریم که به زودی روانه بازار کتاب شود.

از این نویسنده تاکنون مجموعه پنج‌جلدی اصفهان، منظومه کوروش هخامنشی، مجموعه سه‌جلدی شکوه ایرانیان که در شرح سه دوره هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان است به چاپ رسیده است.

منبع: ایسنا


اخبار مرتبط :

[ad_2]

لینک منبع

از دزدی تا آسیب‌های دیگر در بازار ترجمه

[ad_1]


از دزدی تا آسیب‌های دیگر در بازار ترجمه

|۱۲:۳۷,۱۳۹۶/۵/۱| بازدید :
9
بار

 

ندا ولی‌پور: رونویسی از ترجمه ‌دیگران، ترجمه‌های تحت‌اللفظی و انتشار ترجمه‌های موازی و هم‌زمان از کتاب‌های پرفروش و برنده جایزه از جمله آسیب‌های بازار ترجمه در کشورمان است.

این‌ها مسائلی است که در گفت‌وگوهای ایسنا با مترجمان مختلف حوزه ادبیات به بحث گذاشته است.

محمود حدادی رونویسی از ترجمه دیگران را نوعی دستبرد می‌داند که ناشی از رفتارهای بیمارگونه است و می‌گوید: چنین پدیده‌ای احتمالا وقتی پیش می‌آید که اقبال به کتاب در جامعه افت کند و کتاب از متن جامعه به حاشیه رانده شود. در آن صورت مانند هر پدیده حاشیه‌ای آسیب‌پذیر می‌شود.

سینا کمال‌آبادی نیز در این‌باره می‌گوید: برخی مترجمان مهارتی در ترجمه ندارند، و فقط به دنبال چاپ کتابی با نام خود و کسب شهرت هستند بنابراین از ترجمه دیگران کپی و آن را به نام خود منتشر می‌کنند.

همچنین پرویز شهدی درباره کپی از ترجمه دیگران با بیان این‌که بیشتر مترجمان تازه‌کار این کار اشتباه را انجام می‌دهند، اظهار می‌کند: مترجمان کم‌تجربه سراغ کتاب‌های کلاسیک و مشکل می‌روند و زمانی که از پس آن‌ها بر نمی‌آیند، از ترجمه موجود از کتاب رونویسی می‌کنند.

کیهان بهمنی نیز بیان می‌کند: برای مترجمان مسئله مالی در ترجمه کتاب‌های‌شان صددرصد مهم است و اگر مترجم دیگری از روی ترجمه مترجم کتاب رونویسی کند در وهله اول از نظر اقتصادی به او ضربه می‌زند که این کار درستی‌ نیست. از طرف دیگر، این کار از نظر اخلاقی‌ درست نیست. ترجمه کپی مانند هر کار زشت اجتماعی دیگری هیچ جای دفاعی ندارد.

پیمان خاکسار هم رونویسی از ترجمه ‌دیگران را به فیلمی که در حال اکران است و شخصی از آن فیلمبرداری و منتشر می‌کند، تشبیه می‌کند و می‌گوید: این کار دزدی است و نام دیگری نمی‌توانم بر روی آن بگذارم.

همچنین مهدی نوید درباره این آسیب صنعت نشر می‌گوید: به طور معمول این نوع کتاب‌ها را ناشران خرد و کوچک مرتکب می‌شوند. اسامی مترجمان بر روی چنین کتاب‌هایی نیز معمولاً ناشناس یا ساختگی است. اخیراً کتاب‌های پیش از انقلاب را به این شکل رونویسی می‌کنند و منتشر می‌شود.

مریم مفتاحی نیز درباره این مسئله اظهار می‌کند: کپی از ترجمه‌ قبلی کتاب منفعت‌طلبانه است و با انگیزه سودجویی و منفعت‌طلبی انجام می‌شود که سرقت ادبی است.

ترجمه‌ لغت به لغت هم جزو آسیب‌های ترجمه‌ است. برخی مترجمان هیچ تسلطی به زبان مبدا ندارند و صرفا با اتکا به فرهنگ لغت ترجمه یک متن را پیش می‌برند و حتی فارسی‌شان هم آن‌قدر خوب نیست که بتوانند یک متن منسجم به دست دهند.

سهیل سمی در این‌باره می‌گوید: این‌که مترجم در هر صفحه در دو سه درک مطلب مشکل داشته باشد افتضاح است. بازار کتاب پر است از کتاب‌های ترجمه‌ای که در هر صفحه ۱۵-۲۰ اشتباه دارند، با این‌ حال نه ناشران عین خیال‌شان است و نه به مترجمان برمی‌خورد چراکه کارشان به فروش می‌رود. وقتی همان کتاب به چاپ دوم، سوم می‌رسد، چرا مترجم باید کارش را تعطیل کند و برود زبان یاد بگیرد؟!

ویدا اسلامیه نیز معتقد است: کسی که با کمک دیکشنری متنی را ترجمه کند، همه می‌دانیم ترجمه‌اش ترجمه خوبی نیست، بلکه سلسله لغت‌هایی کنار هم است که هیچ‌کس نمی‌تواند با آن ارتباط برقرار کند. ترجمه‌های تحت‌اللفظی بیشتر به مخاطبان نوجوان و کسانی که کم‌تجربه‌ هستند ضربه می‌زند و برای ادبیات ضرر دارد.

همچنین آبتین گلکار درباره ترجمه‌های تحت‌اللفظی اظهار می‌کند: متن فارسی بسیاری از ترجمه‌ها قابل خواندن نیست. تعدادی از مترجمان زبان مبدا را خوب نمی‌دانند اما به دلیل تسلطی که بر زبان مقصد (زبان فارسی) دارند، کاستی‌های ترجمه را جبران می‌کنند، اما بسیاری دیگر حتی زبان مقصد یا زبان فارسی را نیز نمی‌دانند که این مسئله خواندن کتاب را سخت‌تر می‌کند.

چوکا چکاد نیز معتقد است: برخی مترجمان از گوگل ترنسلیت استفاده می‌کنند. ترجمه لغت به لغت بیش‌تر شبیه کار مکانیکی است و لغتی کم و زیاد ندارد که گاهی باعث می‌شود معنا به خوبی منتقل نشود.

ارسلان فصیحی در این‌باره اظهار می‌کند: حدود ۸۰ درصد از ترجمه‌ها به صورت تحت‌اللفظی هستند. بسیاری از مترجمان زبان معیار و ادبی فارسی را بلد نیستند و این موضوع اظهر من الشمس است. مترجمان کتاب فارسی نخوانده‌اند، فارسی‌نویسی نمی‌دانند و فکر می‌کنند چون زبان مادری‌شان فارسی است می‌توانند مترجم شوند در حالی‌که این‌طور نیست.

عباس مخبر نیز با این عتقاد که ترجمه‌های تحت‌اللفظی، ترجمه‌های ضعیفی هستند می‌گوید: غیر از دانستن زبان مبدا و مقصد که همه‌جا مطرح می‌شود، به نظرم ترجمه یک فن و حرفه ‌است که فوت و فن زیادی دارد و با تجربه، ممارست و کار کردن به وجود می‌آید. معمولا کسانی که تازه شروع به ترجمه کرده‌اند دچار چنین خطاهایی می‌شوند. البته ترجمه استعداد هم می‌خواهد و کسانی که استعداد کمتری دارند، دچار این خطاها می‌شوند.

همچنین اصغر نوری درباره ترجمه‌های تحت‌اللفظی اظهار می‌کند: بازار ترجمه به گونه‌ای شده است که هرکسی هر کار دیگری نمی‌تواند بکند فکر می‌کند می‌تواند کار ترجمه انجام دهد. این توهم چند سال است که رایج شده که هر کسی زبان خارجی بلد باشد می‌تواند کار ترجمه انجام دهد. بسیاری از مترجمان مقدمات کار ترجمه را نمی‌دانند. مترجمان مانند کارگران روزمرد شده‌اند، ناشر کتاب را به مترجم می‌دهد و مترجم بدون آن‌که کتاب را بخواند از صفحه اول شروع به ترجمه می‌کند و هیچ تکنیک خاصی به کار نمی‌برد و خلاقیتی در ترجمه ندارد.

مریم مفتاحی‌ هم در این‌باره بیان می‌کند: بدترین ترجمه، ترجمه کلمه به کلمه است زیرا واحد ترجمه کلمه نیست بلکه جمله است. مترجم به دلیل این‌که دانش اندکی از زبان مبدا دارد، در ترجمه اصطلاحات به دام می‌افتد و آن‌ها را تحت‌اللفظی ترجمه می‌کند، که در نتیجه ترجمه بد و ضعیف می‌شود و ارزش و اعتباری که باید داشته باشد نخواهد داشت.

در عین‌ حال برخی مترجمان معتقدند ترجمه‌های بد و تحت‌اللفظی بعد از مدتی غربال می‌شوند و فقط ترجمه‌های خوب باقی می‌مانند.

هرمز همایون‌پور به ایسنا می‌گوید: از گذشته تا کنون چند مترجم شاخص داریم در حالی که نام تعداد زیادی از مترجمان را اصلا نشنیده‌ایم. این مترجم به طور کلی نیز معتقد است: در بازار کتاب با تیراژ ۳۰۰-۵۰۰ نسخه، نگرانی اصلی کتاب‌ نخواندن است و ترجمه بد نگرانی ندارد.

احمد پوری هم با بیان این‌که نگران این وضعیت نیست، اظهار می‌کند: همیشه چنین پدیده‌ای وجود داشته است. هم کار سره در ترجمه وجود داشته و بوده و هم کار ناسره، اما کار ناسره سریعا از بین و از یادها می‌رود.

انتشار هم‌زمان چند ترجمه از یک‌ کتاب به دلیل عضو نبودن ایران در کنوانسیون برن (کپی‌رایت) موضوع دیگری است که بازار ترجمه با آن مواجه است. این‌که کتابی بعد از دریافت جایزه‌ای و یا پرفروش شدن بلافاصله توسط چند مترجم ترجمه و منتشر می‌شود به نظر می‌رسد بیشتر با انگیزه مالی است. همچنین به خاطر رقابتی که بین ناشران و مترجمان مختلف برای انتشار سریع کتاب وجود دارد، کیفیت ترجمه قربانی عجله می‌شود.

احمد پوری در این‌باره می‌گوید: درباره کتاب‌ها دو مترجم می‌توانند دو برداشت مختلف داشته باشند و هر کسی کلام و برداشت خود را از متن ترجمه کند. این‌که دو ترجمه از یک کتاب بیرون بیاید بد نیست اما از این منظر که دو ماراتنی برای ترجمه سریع کتابی که جایزه‌ای برده و یا پرفروش شده، بین ناشران به وجود می‌آید خوب نیست. این باعث می‌شود پنج – شش نفر همزمان بر روی کتاب کار کنند که طبیعتا آسیب‌هایی را به همراه دارد. ترجمه‌ همزمان بیشتر انگیزه مادی برای ناشران است و معمولا انگیزه مترجمان این است که کتابی با نام آن‌ها چاپ شود که پدیده تأسف‌آوری است.

سهیل سمی نیز اظهار می‌کند: کتاب باید ظرفیت این را داشته باشد که چند ترجمه از آن منتشر شود، مثلا کتاب «خرد محض» کانت از کتاب‌های حساس و مهم است، و گاهی اوقات چند ترجمه از آن می‌تواند راه‌گشا باشد. اما یک رمان دست چهارمی که در ظرف یک‌ سال شش ترجمه همزمان از آن بیرون می‌آید چه وجهه خوبی دارد؟ این کار جز اشباع کردن بازار کتاب از ترجمه‌های بی‌ارزش چه نامی دارد؟

اما علی‌اصغر حداد در این‌باره بیان می‌کند: ترجمه موازی برای خوانندگان کتاب بد نیست و آن‌ها می‌توانند متن کتاب‌ها را مقایسه کنند. همچنین ترجمه موازی برای مترجم فرصتی است که کتاب خود را با کتاب مترجم دیگر – البته اگر رونویسی نکرده باشد – مقایسه کند، و نقاط ضعف و قدرت خود را بشناسد.

منبع: ایسنا


اخبار مرتبط :

[ad_2]

لینک منبع

حجت الاسلام قائمی نیا: علم یک فرایند است نه اتفاقی آنی

[ad_1]


حجت الاسلام قائمی نیا: علم یک فرایند است نه اتفاقی آنی

|۱۲:۲۱,۱۳۹۶/۵/۱| بازدید :
8
بار

نظریه پیوندی در باب علم دینی چیست

حجت الاسلام قائمی نیا، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی گفت: علم خصلت تدریجی دارد. علم یک فرایند است، نه اتفاقی آنی. علم حاصل فعالیت زمانمند و تدریجی جمعی از عالمان است.

حجت‌الاسلام والمسلمین علیرضا قائمی نیا، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در نخستین هم اندیشی منتخبی از اساتید برجسته علوم انسانی اسلامی که در مشهد برگزار شد، پیرامون موضوع نظریه پیوندی در باب علم دینی به ارائه مطلب پرداخت.

وی گفت: بر اساس نظریه پیوندی، علم دینی از حاصل پیوند معرفتی علم به زمینه دین حاصل می‌آید. این پیوند موجب می‌گردد که ویژگی‌های معرفتی و شناختی دین از دو جهت در علم تأثیر بگذارد: یکی از جهت فراهم آوردن زمینه متناسب و سازگار با دین برای علم و دیگر، از جهت تأثیر دین در ساختار درونی علم. به عبارت دیگر، دین از دو جهت بر مسیر تحول و رشد علم تأثیر می‌گذارد: یکی از جهت دست بردن در امور بیرونی علم (مبانی و ارزش‌ها) و دیگر، از جهت، تأثیر گذاشتن در ویژگی‌ها و عناصر درونی علم (نظریات و مدل‌ها و مسایل و غیره).

این محقق و نویسنده کشورمان در ادامه سخنانش اظهارداشت: روشن است که این نظریه پیوند معرفت‌شناختی میان علم و دین را نشان می‌دهد. همان طوری که در پیوند زیست‌شناختی اوصاف و ویژگی‌های یک گیاه مثلاً در گیاه دیگر تأثیر می‌گذارد و گیاه دوم از یک جهت وابسته به گیاه نخست است، در پیوند معرفت‌شناختی هم اوصاف معرفتی دین و مؤلفه‌های معرفت دینی به صور مختلف در علم تأثیر می‌گذارد. دین و علم به صورت دو فضای مفهومی در ذهن عمل می‌کنند که میان آنها روابط و نسبت‌هایی پیدا می‌شود و تلفیق‌هایی به وجود می‌آید. حاصل پیوند زیست‌شناختی میوه‌ای جدید با خصوصیاتی تازه است، حاصل تلفیق علم با دین هم علم دینی است که ویژگی‌های تازه‌ای دارد. اما این پیوند، بر خلاف پیوند زیست‌شناختی، غالباً با اختیار صورت نمی‌گیرد. بلکه به طور طبیعی در ذهن دیندار شکل می‌گیرد.

قائمی نیا با بیان اینکه علم و دین یک شبکه تلفیق مفهومی (conceptual Blending) را تشکیل می‌دهند، بیان کرد: این سخن بدین معناست که هر یک از علم و دین دو فضای مفهومی را تشکیل می‌دهند که میان آنها نگاشت‌هایی وجود دارد و از این میان فضای مفهومی جدید خاصی (علم دینی) پیدا می‌شود. این فضای جدید ساختار خاصی دارد. بنابراین، ادعای ما دو بخش دارد: اولا، علم و دین یک شبکه تلفیق مفهومی را تشکیل می‌دهند. ثانیاً، علم دینی حاصلِ تلفیق مفهومی علم و دین است.

وی با اشاره به اینکه تلفیق مفهومی یکی از مباحث مهم در علوم شناختی است، گفت: در این بحث نحوه پردازش اطلاعات در ذهن بررسی می‌شود. هر چند دانشمندان علوم شناختی به اهمیت تلفیق مفهومی در فرایند شناخت پی برده‌اند، امّا هرگز از آن برای تحلیل سرشت علم دینی، و یا حتی به عنوان راه حلّی برای مسأله علم و دین، سود نجسته‌اند.

سردبیر فصلنامه ذهن با تأکید بر اینکه معماری علم دینی در یک دور هرمنوتیکی و در یک فرایند دوری صورت می‌گیرد، تصریح کرد: دانشمند از معارف دینی شروع می‌کند و با فهم آنها پیش می‌رود و به علوم جدید می‌پردازد. سپس، او در این علوم به مداقه و تحلیل می‌پردازد. او در ادامه به بازخوانی معارف دینی دست می‌یازد. علم خصلت تدریجی دارد. علم یک فرایند است، نه اتفاقی آنی. علم حاصل فعالیت زمانمند و تدریجی جمعی از عالمان است.

وی با بیان اینکه اسلامی بودن یک علم هرگز به معنای انطباق کامل آن با دین یا واقع نیست؛ گفت: چرا که علم، هر چه باشد، تا حدّی حاصل خلاقیت عالم بوده، آمیزه‌ای از کاشفیت و خلاقیت است. دینی بودن بیشتر حدود علم را نشان می‌دهد تا انطباق کامل محتوا را. علم در چارچوبش از حدودی فراتر نمی‌رود و علم دینی به مثابه شبکه‌ای است که دین در مرزهای آن قرار دارد. دانشمند درون این شبکه را با خلاقیت خود و از ترکیب اطلاعاتی که از زمینه‌های دیگر حاصل می‌آید، پر می‌کند.

این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه سخنانش گفت: ارکان نظریه عبارتند از:

۱-  دین و علم دو دستگاه معنایی جدا نیستند.

۲- دین به مثابه طرحواره در این تلفیق معرفتی عمل کرده، ساختار کلی تلفیق را تعیین می‌کند.

۳- تأثیر دین در علم بیرونی یا درونی است: تأثیر دین در علم بیرونی یا درونی است. به عبارت دیگر، دین ممکن است در روی صحنه علم تأثیر بگذارد یا در پشت صحنه علم. مراد از تأثیر بیرونی (یا تأثیر در پشت صحنه علم)، تأثیر در مبانی فلسفی و مبادی مابعدالطبیعی علم و ارزش‌های حاکم بر علم است. و مراد از تأثیر درونی (یا تأثیر در روی صحنه علم)، تأثیر در محتوای درونی علم ـ تأثیر در نظریات و مدل‌ها و تلفیق‌ها و مسائل و غیره ـ است. دین درون خود ایده‌های فلسفی و مابعدالطبیعی خاصی دارد و با هر مبنای فلسفی همخوان نیست. علم در مواجهه با دین رنگ آن ایده‌ها و مبانی را می‌گیرد.

۴- دین در دو سطح بیرونی با متافیزیک علم تماس پیدا می‌کند: یکی در سطح مبانی و مبادی متافیزیکی علم و دیگر، در سطح متافیزیک حاصل از علم. علم، همان طوری که بر متافیزیک خاصی مبتنی است، برای برخی منبع الهام‌بخش متافیزیک خاصی هم شده است. گاهی دین با این نوع متافیزیک‌های ثانوی نیز تماس پیدا می‌کند. معمولاً میان متافیزیک ثانوی و علم فاصله وجود دارد و نتایج مابعدالطبیعی هم در پرتو پیش‌فرض‌های مابعدالطبیعی خاصی از دستاوردهای علم حاصل آمده است.

۵- تأثیر درونی هم یا تأثیر مفهومی است یا نظری. در تأثیر مفهومی دین در دستگاه مفهومی علم و در تصورات و مقوله‌بندی آن دست برده، آن را دگرگون می‌سازد. به عبارت دیگر، در این صورت دین طرح مفهومی جدید در علم درمی‌افکند و دستگاه مفهومی تازه‌ای را به علم عرضه می‌کند، اما در تأثیر نظری، دین در محتوای تصدیقی و در فرضیه‌ها و نظریات و مدل‌ها و غیره دست می‌برد.

۶- علوم تجربی رابطه مدولی، وعلوم انسانی رابطه کل‌گرایانه، با دین دارند. ارتباط درونی دین با علم ممکن است به معنای تحت‌اللفظی و یا غیرتحت‌اللفظی (استعاری) باشد؛ بدین معنا که گاهی ممکن است باورهای دینی و مضمون کتاب و سنت در درونمایه علم به طور مستقیم و صریح تأثیر بگذارد (ارتباط تحت‌اللفظی) و یا به طور ناپیدا و غیرمستقیم در آن دست ببرد (ارتباط استعاری). در ارتباط درونی، دین می‌تواند در فرایند فرضیه‌ربایی و تبیین و تفسیر و در استعاره‌ها و مدل‌های علمی تأثیر بگذارد و پیدایش تلفیق‌های مفهومی جدیدی را موجب گردد.

۷- در تلفیق، میان فضای علم و فضای دین روابط و نگاشت‌هایی برقرار می‌شود و سپس، فضای مفهومی جدیدی به وجود می‌آید. امکان تلفیق مفهومی علم و دین همواره در علم وجود دارد و موجب می‌گردد که فضاهای مفهومی جدیدی در علم پیدا شود.

۸- علم دینی تنها با فرض واقع‌گرایی (رئالیسم) همخوان است. علم با واقعیت‌هایی طبیعی یا اجتماعی سر و کار دارد (رئالیسم هستی‌شناختی). واقع‌گرایی در علم دینی را نباید بدین معنا دانست که هر جزئی از علم با جزئی از عالم خارج یا با جزئی از واقعیت مورد نظر متناظر است.

۹- معماری علم دینی به طور تدریجی صورت می‌گیرد.

مراد از رابطه مدولی این است که دین نسبت به علوم تجربی بخش شناختی یا مدول جداگانه‌ای است که با این علوم تأثیر و تأثر دارد. در نتیجه، دین در علوم تجربی حضور حداقلی دارد. مراد از رابطه کل‌گرایانه هم این است که ارتباط میان دین و علوم انسانی چنان نزدیک و گسترده است که این علوم با معرفت دینی یک کل به هم‌پیوسته را تشکیل می‌دهند و پذیرش دین پیروی و تبعیت علوم انسانی از آن را اقتضاء می‌کند. از این رو، دین حضور حداکثری در علوم انسانی دارد.

مراد از رابطه مدولی این است که هر یک از معرفت دینی و معرفت علمی را باید بخش شناختی نسبتاً مستقل به شمار آورد که در یکدیگر تأثیر دارند. به عبارت دیگر، هر یک از معرفت علمی و معرفت دینی حاصلِ فرایندهای شناختی نسبتاً مستقلی هستند


اخبار مرتبط :

[ad_2]

لینک منبع